- کد خبر: 1620
- گروه خبری : گزارش
- تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۳۹۹
انزلی از خاطره سازی تا خاطره سوزی

خزر ویژه بندرانزلی-لیلا مسروری
گاه شهری دور آنقدر به قلبِ خاطره هایمان نزدیک است که در هر مجالی به آن سفر می کنیم. پنداری بخشی از هویت و آرام بخش غوغای درون ماست. آدمها برای همین سفر می کنند و چنین ست که نقاطی مقصد پر طرفدار سفر شده و گاه مردمان یک کشور از یک شهر خاطره مشترک دارند.
انزلی از همان معدود شهرهایی است که جزء خاطره مشترک خیلی ها بود ! بیست و هفتم سپتامبر یا همان پنجم مهر روز جهانی گردشگری است و بهانه ما تا ببینیم آیا هنوز هم انزلی جزء خاطره مشترک ایرانیان هست ؟ و مهمتر اینکه آیا به همین قوت می ماند؟!
گردشگری شهری
از دیر باز در میان انواع گردشگری، گردشگری شهری پرطرفدارترین بود. جذابیتهای مختلفی چون سبک معماری ، مکانهایی که بستر حوادث خاص تاریخی بوده اند ، موزه ها و مراکز خرید ، استادیوم های ورزشی ، افراد مشهور و محل های منتسب به آنها همه و همه در این نوع گردشگری مطرح است.
شهر کوچک انزلی علاوه بر برخورداری از این پارامتر ها از موهبتهای طبیعی هم بهره مند بوده است که بی رنج پیمایش ، به سادگی قابل دسترسی هستند .
بندرگاهی تماشایی در دل شهر ، سازه هایی به نام موج شکن های دوگانه با سبک خاص احداث، پلی که طراحی مناظر و مرایا اش به گونه ای بود که تالاب با شکوه در یک طرف و دریای پر جذبه سوی دیگر.
مناره ی سالدار و با صلابتش ، کاخ موزه نظامی ، اصلا کوچه ها و خانه هایش که با عطر خاطره انگیز بهار نارنج و یاس و محبوبه شب و گل یخ آمیخته بود و به فراخور فصل ، نت شامه نواز داشت ! و این همه کمک می کرده تا اصل کنشگری دو طرفه گردشگر- میزبان برقرار بماند.
اینکه انزلی به لحاظ اقامتگاه و هتل با توجه به تراکم جمعیتی جایگاه قابل توجهی دارد مرهون این تعامل است و صد البته افزونه های خدماتی باید به گونه ای بوده که کارکردها تابع چارچوب آمایشی شهرها باشد .
یادمان بماند انگیزه سفر تنها گذران فراغت نیست گاه حضور در یک کنفرانس علمی ، رقابت ورزشی ، دیدار خویشان ، زیارت ، خرید ، نمایشگاه ، بهانه های سفرند ، پس برنده شهری است که تاثیری در مخاطب بگذارد که او به دفعات برای تجدید و تمدید خاطره ، به آن شهر برگردد نه اینکه طرف بگوید اگر هوس بود ؛ همین بس بود!
مزیتهای ابتر مانده
برای انزلی ، گردشگری در تمامی ابعاد آن چه گردشگری شهری ، چه طبیعت گردی و چه ورزشی و غیره ، نظر به پتانسیل های بالقوه اش میسر بوده و یک مزیت درآمدی محسوب می شود .
جالب اینجاست این صنعت ، انعطاف زیادی برای پیشرفت دارد. همین روزها اخبار جالبی درج شده است مثلا ثبت درختی در رودبار که در فیلم مرحوم کیارستمی بوده است یا در پیش بودن افتتاح خانه اتحادیه ( لوکیشن سریال معروف دایی جان ناپلئون ) هم زمان با روز تهران، اینها به تمامی یعنی تعریف مقصد جدید گردشگری در حالیکه مقایسه کنیم ما با خانه مرحوم دهبان که از لوکیشن های فیلم معروف ماهی ها عاشق می شوند، بود ، چه کرده ایم!؟
در بسیاری از شهرها، خانه های قدیمی تبدیل به فرهنگسرا شده حتی واگذار برای فرصتهای فرهنگی چون کتابفروشی می شوند اما ما بی تفاوت شاهد تخریبها هستیم!
ضمن آنکه پس از گذر از هفتخوان وقتی بنایی مثل دادگستری قدیم بازسازی می شود ، در کش و قوس بروکراتیک ِ نه خود خورد نه کس دهد ، تمام هزینه هایی که برایش صورت گرفته ابتر می ماند!
عجیب تر آنکه آرامگاه لهستانی ها ، مناره انزلی ، مزار یداله بایندر ، تالاب کردمحله، کلیسای مریم مقدس ، کلیسای کوچک خیابان متروپل و موقعیت های گردشگر پسند دیگر انزلی به دلیل عدم رایزنی ها و نبود برنامه ریزی های لازم ، عملا قابل بازدید برای گردشگران نیست مگر موارد استثنایی که بر اساس آشنایی با افراد خاصی امکان بازدید فراهم شود.
از سوی دیگر فضایی که نام مرکز بازدیدکنندگان تالاب انزلی را دارد؛ به بهانه هایی چون محوطه سازی ، فصل مفید بازدید تابستانه را از دست داد و تنها در موارد خاص و معدود مورد بازدید قرار گرفته است.
در حالیکه فضای گردشگری باید فضایی بی واسطه باشد تا افراد بتوانند به راحتی مراجعه و از فضای آن استفاده کنند. یکی از فعالان اجتماعی و فرهنگی بندرانزلی در گفتگو با خزر پیرامون چالش های گردشگری در بندرانزلی می گوید:
در طرح CDS شهر انزلی، از شیلات، بندر و گردشگری به عنوان فرصت های درآمدزایی شهر انزلی یاد شده است.
اگرچه هیچگاه مدیران شهری حتی یک صفحه از این طرح توسعه راهبردی را عملی نکردند، اما همیشه به عنوان یک منبع ارزشمند قابل مراجعه است.
آرمین صافدل تصریح کرد : شیلات و بندر بنا به شرایط خاص امروز در رکود هستند، و در این بین هم کسی به گردشگری به عنوان یک صنعت پر سود نگاه علمی ندارد.
همین امر باعث شده تا برای شهری مثل انزلی که از تنوع بالایی در حوزه گردشگری و حوزه های مرتبط آن برخوردار است یک طرح جامع و یکپارچه گردشگری آماده به عنوان نقشه راه نداریم که چشم انداز های این بخش را در انزلی ترسیم و نهادهای دولتی و خصوصی را برای تحقق اش هم راستا کند.
در چنین وضعیتی برخوردهای غیرعلمی حتی نهادهایی که در رابطه با توسعه گردشگری وظایفی هم دارند موجب آسیب هایی برای این صنعت در شهر انزلی می شود.
شاخصی به نام هویت شهر
مسئول کمیسیون فرهنگی انجمن طرفداران توسعه انزلی در تبیین زیانهای ناشی از نگرش های سهل انگارانه می گوید: یکی از آسیب هایی که در سال های اخیر هم شدت گرفته، تغییر سیمای شهری انزلی به ترکیبی بی هویت و دور از تصویری که در اذهان گردشگران و نسل های مختلف شکل گرفته بود.
صافدل تاکید می کند: بعنوان مثال دست اندازی بدون مطالعه به بافت های مرکزی و برخی فضاهای عمومی مهم مانند بلوار، موج شکن باعث گردیده تا گردشگر کم کم از آن “شهری” که به آن میل به سفر داشت فاصله بگیرد و دیگر شهر انزلی برایش با نقاط دیگر تفاوتی نداشته باشد.
وی می افزاید:اینکه امروز فضاهای شهر انزلی از نماد هایی که نشانگر هویت بومی منطقه است، خالی شده و جای آن ، در مهم ترین فضای عمومی شهر از سازه ای تحت عنوان سینما پنج بعدی! رونمایی می کنیم طبعا برای گردشگر جذابیتی ندارد و حتی دافعه ایجاد می کند. این کنشگر اجتماعی در خاتمه یادآور شد : شهر انزلی صرفا به جهت زیرساخت ها و اقامتگاه های سازمانی اش( اقامتگاه کارگران ، ویلا های تامین اجتماعی ، بانک ملی و غیره ) تبدیل به خوابگاه مسافرانی شده که ارتباطی با این شهر نمی گیرند و حتی برای وقت گذرانی در ساحل هم به نقاط همجوار می روند. این اتفاق زمانی می افتد که رابطه بین گردشگر و جامعه محلی، فضاهای عمومی و گردشگر و خدمات عمومی و گردشگر تعریف نشده باشد، آن موقع گردشگر احساس می کند حضورش در حالیکه منتج به منافعی هم برای این نقطه می شود؛ برای این شهر بی اهمیت است و این اتفاق بسیار ناخوشایندی ست!
یک تجربه
محمد امین معصومی مسئول گروه دوچرخه سواری هم رکابان سبز انزلی در گفتگو با خزر از تجربه اش می گوید : یک جامعه مجازی بین المللی به نام «وارم شاورز» ست که افراد با عضویت در آن می توانند خدمات متقابلی را در حوزه گردشگری با دوچرخه یا سایکل توریست داشته باشند نظیر ارتباط گرفتن با میزبانان مسیر ، همراهی با سایر سایکل توریستها ، اخذ راهنمایی و پرسش و پاسخ در قالب اتاق های گفتگو .
وی می افزاید: ما در شش ماهه نخست امسال میزبان سیزده سایکل توریست خارجی و هشت گروه داخلی بودیم . ما در عین خدمات میزبانی ( هاستلینگ) این افراد را در شهر می گردانیم ، محوطه های تاریخی و قدیمی شهر را نشان شان می دهیم و حتی گاه بخشی از مسیر را از باب مشایعت با آنها هم رکاب می شویم اتفاقی که به اعتراف بسیاری از آنها تجربه کم نظیری در این مسیر برایشان است و بازخوردهای خوبی در فضای شبکه اجتماعی دارد.
معصومی در قالب یکی از خاطرات این ایام می گوید: گاهی سایکل توریستی به شهر وارد می شود بی آنکه قبلا ارتباط مجازی گرفته باشیم ، یک روز حسب اتفاق سایکل توریستی را دیدم که به سختی تلاش می کرد فضای داخل آرامستان لهستانی ها را ببیند . به طرفش رفتم و بعد از ارتباط گرفتن متوجه شدم که لهستانی است و در نهایت با کش و قوس هایی ارتباطی ، اجازه بازدید وی را گرفتیم و یادم نمی رود که با چه علاقه ای عکس می گرفت و چقدر احساس خوبی نسبت به ما و انزلی داشت .
باور کنیم که صنعت گردشگری که امروزه حتی استانداردی چون کد اخلاقی دارد؛ آنقدر قابلیت دارد که می تواند انقباض های اقتصادی را کنار زده و آورده های مادی و معنوی سرشاری برای شهرمان داشته باشد وچه حیف است کفران نعمت کردن!