- کد خبر: 2346
- گروه خبری : گزارش
- تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۴۰۰
با کفاش خوش اخلاق شهرمان

خزر -هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی:
دکه کفاشی اش در چند قدمی اداره ورزش انزلی ، در همان نبش خیابان است .چهل سالی هست که هر روز صبح ، حوالی ساعت هشت و نیم درِ دکه اش را باز می کند و با اشتیاق خاصی ، شروع می کند به تعمیر و نو کردن پاپوش های کهنه مردم.به کفش های پاره کوک می زند ، میخ می زند و کفی می گذارد تا دوباره قابل پوشیدن شوند .کفش های کهنه و خاک گرفته را هم واکس می زند و برس می کشد تا برقی بر رویشان بیفتد و مشتری اش را به لطافت لبخندی مهمان کند.همیشه در گوشه کنار و بر دیوار دکه اش کفش هایی را می بینی که یا نو و تمیز شده اند و یا در نوبت و انتظارند تا تعمیر شوند.ابزار تعمیر کفش ؛ چکش و میخ و چسب و قیچی و واکس و دستگاه سمباده و انواع سرپاشنه و پاشنه و کفی و فرچه و درفش و همه و همه ، بر در و دیوار دکه کوچک اما پر از مهرش ، خودنمایی می کند. و میز کاری که در گذر سالها ، حالا دیگر ، پر شده از خط و خال هایی که بر رویش ، خوب ، جا خوش کرده اند .
رضا صیدگر کفاش مهربان شهرمان ، متولد 1335 است.می گوید حدود 55 سال پیش به دلیل علاقه شدیدم به کفاشی ، سراغ این کار آمدم.قبل از آن ، اول نجاری می کردم ، بعد رفتم خیاطی ، بعد از آن هم رفتم آهنگری کردم ، فوکادوزی هم برای صیادی انجام دادم اما به هیچکدام از این کارها علاقه ای نداشتم. احساس می کردم آینده ای ندارند تا اینکه آمدم دنبال کفاشی که علاقه خیلی زیادی هم به آن داشتم.
لبخندی که همیشه بر لب دارد ، دست های کار کرده اش که نشان از سالهای طولانی تجربه و کار بلدی دارد و نگاه مهربانی که در هنگامه ی کار بر روی ارسی های کهنه ، غرق در دقتی مثال زدنی می شوند ، اینها همه ، او را تبدیل به اوستای کفاشی کرده که مردم دوستش دارند و حاضرند دقایق طولانی ، دمپایی به پا کنند و بنشینند در کنارش و با او همکلام شوند تا زمانی که کار تعمیر کفش هایشان به اتمام برسد.
کفاش خوش اخلاق شهرمان می گوید: باید دو اخلاق خوب حتما داشته باشم یکی اینکه مشتری می آید خنده رو باشم ، البته خداروشکر من در خانه و در مهمانی ها هم همیشه این اخلاق خوب را دارم و یکی دیگر اینکه خوش قول باشم.
او که کار کفاشی را نزد استادکارهایی از قبیل اوستا ابوالقاسم پاسیار و اوستا یعقوب سلطانی آموخته است ، می افزاید: چند سالی را نزد این استاد کارها ، کار کردم تا نودوزی و تعمیر کفش را یاد بگیرم. با همه سختی هایش ، این کار را ادامه دادم چون شغل کفاشی را دوست داشتم. اول شاگرد بودم بعد اوستا شدم تا برای کسب رزقی حلال ، برای خودم دکه ای باز کردم و آقای خودم و نوکر خودم شدم.
از اوضاع و احوال کار و کاسبی می پرسم که می گوید خداروشکر ، وضعیت بد نیست . مردم الان بیشتر اهل تعمیر کردن کفش هایشان هستند چون توان خریدشان پایین آمده .وی ادامه می دهد : البته قبلا نودوزی هم می کردم ولی الان فقط تعمیر می کنم چون نودوزی ، وسیله و ابزار می خواهد ، مغازه می خواهد و پول و سرمایه زیادی هم می خواهد.اوستا رضا صیدگر ان شاا… که همیشه کسب و کارت پررونق باشد و سفره ات از نان حلالی که به دست می آوری، پربرکت.