تصمیمات صد من یک غازی، به بهای جان انسان ها

انزلی فردا–هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی:

مانده ام آیا باید از کرونا بترسیم، یا از تصمیمات صد من یک غازی مسئولان تصمیم گیری که بی توجه به عواقب دستورات و بخشنامه های صادره شان، دیگر استاد مسئله تراشی های جدید شده اند!

سالها موضوع عدم پرداخت به موقع مطالبات مزدی ناجیان غریق که در شرایط شغلی بسیار سخت و طاقت فرسا، به امید اندک درآمدی، روزهای داغ تابستانی شان را در ساحل آماده باش به نجات شناگران می گذراندند، به موضوعی تکراری و خسته کننده تبدیل شده بود؛ تا اینکه ماجرایش در انزلی در این پنج، شش ساله اخیر، رنگ و بوی پیمانکاری به خود گرفت، به این امید که بتواند بر ناخوش احوالی اش، مرهمی باشد.

البته ظاهرا در این مدت پیمانکاران هم، همه تلاششان را کردند تا هرطور که شده، کج دار و مریز، با قرض و قوله و وام، در حد توان، اوضاع ملتهب سالهای قبل را آرام کنند.تا اینکه امسال به یکباره خبر آمد، موضوع حضور ناجی غریق در ساحل، منتفی اعلام شده است .تصمیمی که از همان ابتدا با ناامن کردن دریا، سایه شوم اش را بر سر مشتاقان استفاده از این موهبت گستراند.

گویا اصل این تصمیم از زیربار نرفتن شهرداری جهت بازپرداخت بدهی چند صد میلیونی برجای مانده برای پیمانکاران آغاز شد( از سال 97 بر طبق دستور استانداری و مصوبه ستاد ساماندهی سواحل، تولی گری ساحل در محدوده شهری انزلی به شهرداری واگذار شد) و با اصرار یکباره استانداری بر منوط کردن پرداخت حق الزحمه ناجیان غریق به شرط داشتن کارت به روز ، و در ادامه، تمرد برخی از ناجیان ازهزینه کرد غیرضروری و بیهوده به واسطه بلاتکلیفی وضعیت فعالیت شان در سال جاری، بالاخره آب پاکی بر روی آن ریخته شد و به رغم شرکت تعدادی از ناجیان غریق در دوره آنلاین بازآموزی نجات غریق، مربوط به این فدراسیون که با دریافت گواهی اجازه کار و طی دوره و البته پرداخت هزینه این بازآموزی برای آنها همراه بود، معادله اش با این راه حل ساده که “امسال دیگر به ناجی غریق در نوار ساحلی محدوده شهری انزلی نیازی نیست”، حل شد.

بی توجه به اینکه تکلیف آن عده از هموطنانمان که بی عنایت به شیوع ویروس لعنتی کووید 19، شال و کلاه می کنند و با هزار ترفند خود را به ساحل می رسانند چه می شود؟و یا اصلا تکلیف شهروندان این شهرهای ساحلی که زندگی شان به ساحل و دریا گره خورده چه خواهد شد؟! از آن شهروند عادی علاقمند به شنا در دریا گرفته تا آن ورزشکار نوجوان و جوانی که ساحل و دریا باید محل امن تمرینش باشد. حال بماند که هیچ گوشه چشم و التفاتی نیز به همان درآمد ناچیز ناجی غریق نشد که شاید برای باز کردن گره ای از زندگی ، آنهم در این اوضاع اقتصادی ، رویش حسابی باز کرده باشد!

با این توضیح ضروری که در دو ساله ی اخیر همزمان با روزهای نامیمون کرونایی، به دلیل عدم رغبت و پرهیز هموطنان مان در استفاده از فضای مشترک در طرح های سالمسازی، نقاط خطرآفرین ساحل به گفته خود مسئولان، رو به فزونی نهاد و به حساب سرانگشتی ِهر کودک نابالغی، باید تعداد ناجیان غریقش بیشترهم می شد، اما عملا این نشد که هیچ، نتیجه ابلاغ این تصمیم، اخبار ناگواری از غرق شدن عزیزان و جگرگوشه های خانواده هایی را به دنبال داشت که، به دفعات در این مدت، به گوش می رسد.

حال من مانده ام که جانِ عزیزِ خانواده ای، به بهای کدامین تصمیم ناپخته معامله می شود ؟!

آیا نشنیدید اخبار مربوط به غرق شدن هایی را که شاید حضور و کمک یک ناجی غریق می توانست بهانه ای شود برای نفس کشیدن دوباره شان؟ درود بر شرف و غیرت جوانان ساحل نشینی که چون از احساس تعهد و تدابیر صاحبان تدبیر!، ناامید شدند، خود به دل دریا زدند تا نفسی همچنان گرم بماند و امیدی از خانه ای رخت برنبندد.

کاش همه با هم، آن پیام مهم اخلاقی شهید رجایی بزرگ را مرور کنیم و از آن درس بگیریم که می گفت:«در جهنم خدا یک جایی دارد که فشار عذابش مساوی است با گناه 36 میلیون انسان.آنجا جای من است که حرکت و سخن و برخوردم روی زندگی 36 میلیون انسان اثر می گذارد.یک بله و یک نه، سرنوشت 36 میلیون انسان را تحت الشعاع قرار می دهد! »

مردم روزهای سختی را می گذرانند.کاش مسئولانه مان، متعهد تر و دغدغه مندتر بیندیشند و عمل کنند و با تامل بر مشکلات، به جای تصمیمات رفع تکلیفی، در پی پاسخ “چه باید بکنیم” ها برآیند تا سبب ساز رفع مشکلی شوند.شما را به خدا،نگذارید روزهای این مردم سخت تر و پردرد تر شود!