جاده پرحادثه ی انزلی به رضوانشهر؛

انزلی فردا – هاجر (آزاده ) سلیمی شیوائی:

درست است که دیگر مردم به وعده های سرخرمنی عادت کرده اند و بی حرف پس و پیش می دانند از وعده و قول تا فعل و عمل مدیران ما، فرسنگها فاصله در میان است و باید صبری همچون ایوب داشت.

اما به شدت معتقدم در برخی موضوعات، راه چانه زنی بر هر پشت گوش اندازی و سستی و سمبل کاری بسته است.آنجا که صحبت مان بر سر جان و سلامتی انسان ها ست. و چه چیزی ارزشمندتر، نفیس تر و گرانمایه تر از جان آدمی!

سالهاست که جاده پرحادثه ی انزلی به رضوانشهر فریادرس می طلبد تا بتواند از زیر بار سنگین اندوه نشسته بر آن، کمر راست کند.

جاده ای که در طی این سالیان، از عدم وجود استانداردهای لازم، عرض کم و دوطرفه بودن، نبود روشنایی مناسب، شانه خاکی کم عرض و تفاوت سطح بسیار جاده با آن، پیچ های تند، وجود خطر برای اماکن مسکونی و واحدهای صنفی و آموزشی روستایی در دو طرف مسیر، اجرای طولانی مدت پروژه بصورت مقطعی و …رنج می برد و شوربختانه قربانی می گیرد.

مسیری 23 کیلومتری که تعریف آن بعنوان راه اصلی به واسطه پرتردد بودن و نیز خطرساز بودن و حجم بالای تصادفات منجر به فوت و جرح، موجب شد تا موضوع تعریض و ایمن سازی اش ضروری شود.

متعاقب آن، ماجرایش از تاریخ سوم اسفندماه سال 1385با موافقت هیات وزیران وقت در استان گیلان و با امضاء پرویز داودی معاون اول رییس جمهور وقت جدی شد و بعنوان یکی از مصوبات، بر وزارت راه و ترابری تکلیف شد تا با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و با رعایت مقررات قانونی، نسبت به پیش بینی اعتبار مورد نیاز تعریض و چهار خطه کردن راه انزلی به رضوانشهر در لایحه بودجه سال 1387پس از طی مراحل قانونی موضوع آیین‌نامه اجرایی ماده 32 قانون برنامه چهارم توسعه،اقدام کند.

از آن تاریخ تاکنون پانزده سال از عمر اجرایی شدن و پروسه تکمیل این پروژه ی تنها چند کیلومتری، می گذرد و همچنان در پس وعده‌های تحقق نیافته مسئولان محترم، ناتمام مانده است. مردم هنوز نمی دانند در انتظار تکمیل این پروژه، چند سال دیگر را باید بشمارند.

زمستان سال گذشته، حدود 9 و نیم کیلومتر از این مسیر جهت چهاربانده شدن به مناقصه گذاشته شد و پیمانکاری صاحب نام!، برنده مناقصه شد و وعده داد که می تواند طی دوسال، آن را به سرانجام برساند.حالا پس از گذشت نزدیک به یکسال از وعده آقای پیمانکار، مشاهدات و پیگیری های ما نشان می دهد، اجرای این پروژه شریانی، با حرکتی لاک پشتی در طول ماههای گذشته ، تاکنون، تنها پیشرفتی زیر 10 درصدی را رقم زده است. و این، یعنی، عملا آن وعده شیرین تحقق دو ساله، شدنی نیست! تامل برانگیزتر اینکه پیمانکار با قبول این تاخیر و تعلل، آن را به متفاوت بودن نقشه ارائه شده توسط وزارت راه که مربوط به حدود ده سال پیش است، و ناگزیر بودن از اعمال تغییرات مجدد در طرح، و نیز برخی شرایط مبتلابه دیگر در پروژه از قبیل تامین مصالح و موافقت های منابع طبیعی و …،نسبت می دهد که نشان از قبول پروژه ای مهم، بدون وقوف و آگاهی کامل از اهمیت، شرایط و چگونگی اش دارد!

سوالم اینجاست آیا آقای پیمانکار با آن حجم از رزومه و فعالیت کاری و حرفه ای اش نمی دانست که قبل از شرکت در مناقصه باید اطلاعاتش را از پروژه و شرایط حاکم بر اجرای آن تکمیل کند و یا حداقل یک بار هم که شده، بازدیدی میدانی از مسیر مورد مناقصه داشته باشد و با علم به این موارد، وعده زمانی دو ساله ی انجام پروژه را بدهد؟ و یا آقایان محترم واگذاری این پیمانکاری نباید، سوای نام و رسم پیمانکار و وعده هایش، از توانمندی و تسلط کاملش در اجرای پروژه ای که در آن ساعت و ثانیه دارای اهمیت است، اطمینان می یافتند؟! تا دوباره این پروسه و داستان تکراری معطل ماندن پروژه های کلیدی و مهم، دامنگیر زندگی مردم نشود! و یا اگر بگویم، حداقل انتظار می رفت، تغییرات جدید حاصل در این سالها، در نقشه قدیمی وزارت راه اعمال می شد، تا شاهد اتلاف دوباره زمان و سرمایه نباشیم، به گزافه گفته ام؟

به هر تقدیرامیدواریم ضمن پیگیری مجدانه ی مسئولان مرتبط در شهرستان و استان، این پروژه نیز جانی بگیرد و زین پس، جان آدم های بیشتری قربانی این تعلل ها و تاخیرها و وعده ها و پیمان های کاغذی در جلسات پشت میزی و صرفا اکتفا کردن به ابراز نارضایتی های جلسه ای از روند کند پروژه، نشود. امید با معرفی مدیر جدید پروژه و رفع مشکلات و موانع موجود و همکاری و مساعدت و پیگیری همه مسئولان و مدیران مرتبط، شاهد آن باشیم که این پروژه نیز بعد از سالها، سرعتی قابل قبول بگیرد.باشد که در این مسیر یار شاطر مردم باشیم، نه بار خاطرشان .