• کد خبر: 1599
  • گروه خبری : گزارش
  • تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۳۹۹

جشنواره ها بستر نشاط اجتماعی

خزر ویژه بندرانزلی-لیلا مسروری

در سیستم های دولتی – کارمندی کم نداریم و ندیده ایم برخی ستاد ها ، شوراها، کارگروه ها ، اتاق های فکر و مشاورانی را که علی القاعده توجیه وجود خود را از فعالیتهای فرابخشی گرفته اند.

حال آنکه اگرچه فلسفه تشکیل و تشکُل شان اقدام است ؛ ولیکن در عمل ساکن و راکد اند و محدود به جلسات مناسبتی ، آن هم بر اساس ضرورتهای قانونی بالادستی! فضاهایی که اشتراک عمل حاضرانش خلاصه شده در خمیازه های مکرر و لحظه شماری اتمام جلسه است!

اما نقطه مقابلش ؛ گروه و گعده هایی است که براساس مشارکت داوطلبانه فعالان اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد. اجتماع آدمهای دغدغه مندی که جدا از وظیفه سازمانی وحرفه و منافع فردی ، از عزیزترین امکانشان یعنی وقت و زمانشان مایه می گذارند تا اتفاقی را رقم بزنند.

اینجا دیگر پوستر و تقویم نیست که خبر از رویداد می دهد بلکه آمد و شد ها و صدای کوتاه و بلند صحبتها ، طرح ایده ها حتی صدای مجادله ها و خنده ی توافق و برنامه ریزی اجرا و عمل است که به مثابه هوایی تازه در جوف و تَرَک و تبله ی خمودگی مجموعه های اداری، می پیچد و خبر از وقوع رویدادی می دهد!

فرصت سازی تعامل اجتماعی

تعامل اجتماعی مجالی است که آدمها در آن «هویت» را به اصیل ترین شکل تجربه می کنند . سابقه این امر شاید به اولین اجتماعات انسانی بر می گردد. آنچه امروز ما به عنوان آداب و سنن قدیمی یاد می کنیم مثل سنت یاور گرفتن و ایلجاری ، مثل رسم نذری پزان ، حتی کارآوا ها و اوسنه ها ، بر سابقه این موضوع صحه      می گذارند.

پرواضح است از دیرباز تا امروز تعامل اجتماعی نیازمند بستری برای ظهور و بروز است و بی شک جشنواره های عمومی ، یکی از بهترین نمودهای این حمایت و همراهی است که با تقویت و پررنگ ساختن عنصر هویت ، نسل ها و افکار و سلایق گوناگون را نیز به هم نزدیک می سازد.

تفاوت جشنواره های عمومی با جشنواره های تخصص آنجاست که در برگیری اجتماعی بیشتری دارد لذا ضریب نفوذ بیشتری هم خواهد داشت و فضای بازتری برای مشارکت جویی همگانی دارد. پس می تواند جمعیت بیشتری با علایق و توانمندی های مختلف جلب و جذب کند . تکثری که در دل ِ بستر تعامل اجتماعی ، نشاط اجتماعی را نیز به همراه دارد.

در عین حال جشنواره های عمومی می توانند شبکه ارتباطی ِ اقتصادی را نیز تقویت کنند شاید به همین سبب است که جشن محصول بار دیگر به تقویم شهرها و روستاهای ما برگشته است .

جشن برداشت زعفران ، فندق چینی ، برداشت توت فرنگی و پختن اربه دوشاب ، شکوفایی بهارنارنج تا مراسم نارنج چینی و انارکندن به فراخور وقت و فصل بهانه های شیرین برای عرضه محصول ، جلب توریست ، معرفی قابلیتهای بالقوه و بالفعل مناطق است که به سبب رنگ و بوی نشاط آمیزش افراد را به میل جلب و جذب      می کند. همین اندیشه بر جشنواره های هنری عمومی و جشنواره های ورزشی عمومی در قالب های بومی و محلی یا منطقه ای حاکم است . جایی برای مبتدی ها و آماتورها تا با افقی جدید پا در طریق حرفه ای شدن بگذارند.

آبراهام مازلو در سلسله مراتب مشهور نیازهای انسانی اش، خود شکوفایی را در بالاترین مرتبه قرار می دهد و تامین این نیاز را مبتنی بر روابط و پیش شرطهای اجتماعی می داند که در رابطه تعاملی فرد با اجتماعش بروز پیدا می کند. لذا اگر اجتماع به افراد فرصت بدهد ، این نیاز تامین می شود . متاسفانه در توزیع نامتوازن امکانات ، چه بسیار استعدادها که شناخته نشده و فرصتی برای ظهور نیافته و هدر    می روند .

صد البته خلاقیتی که بسوزد دودش در چشم همگان می رود چرا که ما به جای یک فرد خلاق ، فردی عاصی خواهیم داشت که حتی علت این عصیان را خودش نیز ندانسته و فقط با رفتارهای هیجانی و هنجارشکنانه به دنبال تخلیه خود است بی آنکه بداند گمشده اش چیست! احساس درک نشدن و طرد شدن می کند و متاسفانه این خلا ، هدف طلایی سوداگران شرور است تا فرد را به انحراف بکشند.

ضرورتی به نام نشاط اجتماعی

مطالعات گوناگون جامعه شناسی و ضرورت های زیست اجتماعی و برآورد شاخص های گوناگون رشد و ارتقاء کشورها موجب شد تا سازمان ملل متحد پس از سال دوهزار ، متغیر های جدیدی را وارد ادبیات تعیین سطوح توسعه یافتگی کشورها نماید.

نشاط، امید به آینده ، خشنودی و رضایتمندی افراد جامعه اینک متغیرهایی کلیدی برای محاسبه سطح توسعه یافتگی هستند و بی تعارف اگر در یک کشور یا جامعه ، افراد احساس نشاط و رضایت نداشته باشند ، ولو کشوری پیشرو در صنعت و فناوری باشد، توسعه یافته  تلقی نمی شود.

بر اساس اسناد موجود ، بند ب ماده97 برنامه چهارم توسعه به طور صریح دولت

را مکلف کرده است تا به منظور پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی نسبت به تهیه طرح جامعی برای بسط و گسترش روحیه نشاط ، شادابی ، امیدواری ، اعتماد اجتماعی، تعمیق ارزش های دینی و هنجارهای اجتماعی اقدام نماید.

لذا رفتارهایی که جامعه شناسان آن را « فعالیتهای آگاهانه » می خوانند یعنی امور هدفمندی که نشاط اجتماعی را جهت    دار کرده و آن را از سطح لذت جویی فراتر می برد ، می تواند به کمک جوامع بیاید.

که از دیر باز بارزترین نمونه آن فعالیتهای جمعی است که سبب ساز اقناع درونی و ارتقاء توانمندی های افراد بدون فشارهای رقابتی و بر اساس تعامل و خصیصه دیگرخواهی ، شکل می گیرد.

طبل بزرگ زیر پای چپ

یک اصل نظامی وجود دارد که می گوید برای حفظ هماهنگی نظامیان به هنگام رژه، با صدای طبل پای چپ خود را بر زمین بکوبند و اصولا صدای طبل شاخص هماهنگی افراد بوده و موجب فراهم شدن نظم تحسین برانگیز گروه است.

پنج سال است که افتان و خیزان جشنواره گلدهی لاله های تالابی بندرانزلی که با ایده و حمایت فکری و همراهی داوطلبانه افراد مختلف با تعلقات و توانمندی گوناگون؛ شکل گرفته تلاش کرده است تا در نقش طبل بزرگ زیرپای چپ باشد.

جشنواره ای که کوشیده است با برجسته کردن زیباترین جلوه تالاب انزلی ، یعنی لاله تالابی علاقمندان در حوزه های گوناگون اجتماعی ، محیط زیستی ، آموزشی، صنعت ِ گردشگری ، هنرمندان تئاتر و سینما و تجسمی و ادبا و ورزش دوستان را گرد هم جمع کند.

اتفاقی که بی شک تنها رویدادی با این جامعیت در گیلان است. مسلما این جشنواره راه زیادی تا تکامل دارد. هنوز کمبودها و چالش هایی دارد که جبرانش نیازمند نگرش های یاریگر و گفتگو و تعامل است که متاسفانه بیشتر با انگشتهای اتهام مواجه است و دستانی که ذرع نکرده ، پاره می کنند! در حالیکه نیاز این جشنواره به بازنگری ساختاری و اصلاح و تدبیرش ، نگاهی بدور از پیش داوری را می طلبد.

جشنواره ای که حجم مخاطبانش پشتوانه ی تریبونی اثر بخش است به شرط آنکه نگاه های متفاوت در یک افق تعاملی به آن پرداخته و ابعاد گوناگون آن را در نظر آورند .

تردیدی نیست یک آسیب شناسی و بررسی روشنگرانه شاید ابعاد تازه ای را پیش راه آن قراردهد مثل تغییر تولی گری ، شفاف شدن ارکان این جشنواره و امثال آن که بتواند راه این جشنواره را برای تبدیل به یک جشنواره ملی و حتی منطقه ای در حوزه کاسپین روشن و هموار کند.

به هرحال بهبودی مستمر و ارتقاء یک حرکت اجتماعی خود نشانه ی پویایی سیستم است لذا شاید به جای کنار نشستن و ناکارآمد خواندن یک رویداد باید کمک کرد تا اصلاح ، بهبود و تکمیل شود.

طفلی به نام شادی

به خاطر داشته باشیم آنچه در خانواده ها می بینیم گواه این حقیقت تلخ است که بیشتر جوانان اهل انزلی سودای ترک این شهر و جلای وطن دارند و تعلق ماندن و ساختن کم رنگ شده است و انگیزه ها پایین آمده است و این شاید به سبب سهل گرفتن مسئله جایگاه نشاط اجتماعی و تعامل حاصل از آن است . نشاط اجتماعی عرصه ای انگیزه بخش است که فرصت شکوفایی توانمندی هاست .

لازم است تا تصمیم سازان و تصمیم گیران بهانه های ایجاد این فرصتها را بیشتر کنند تا احساس رفاه و میل مشارکت جویی در افراد ببیشتر شود.

بی شـک میـل مشارکـت جویـی ، شوق ساختن را به همراه می آورد و احساس موثر بودن باعث می شود تا انگیزه افراد بیشتر شود به قول استاد بزرگ شفیعی کدکنی : طفلی بنام     شادی دیریست گم شده است/ با چشمهای روشن براق/ با گیسویی بلند    به بلندای آرزو/ هرکس ازو نشانی دارد ما را کند خبر …