- کد خبر: 2301
- گروه خبری : گزارش
- تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۴۰۰
حاج آقا جاهد، کاسبِ منصف

خزر ویژه بندرانزلی – آرمین صافدل :
واقعیتیست که ما آدمها کمتر به “انسان” میپردازیم، و از آدمها فقط کسانی را میبینیم که سعی بر دیده شدن دارند. اگر خوبتر به اطراف نگاه کنیم کسانی هستند که به سادگی حتی با یک لبخند ما را مهمان دل خود میکنند. دیگر به ما بستگی دارد که چه پاسخی به این دعوت بدهیم. یک شهر است و جمعیتی از آدم ها، افراد مختلفی که هر روز از کنارشان بی تفاوت رد میشویم هر کدام میتوانند قهرمانانی باشند از این زندگیای که ما آن را مادیتر از هر عصری کردهایم. هزار کوچه، چندین و چند خیابان از این شهر مانده که ما در آن قدم نزدهایم. هزار هزار انسان در این شهر آمدند، ماندند، رفتند و ما آنها را نشناختیم. بهانههای زیادی بود که سراغشان برویم، نرفتیم و معطل کردیم.
– خیابان سپه در بندرانزلی یک خیابان تجاریست با مغازهها و پاساژهایی که سعی میکنند مدرن باشند. در انزلی اگر بخواهی کسب و کاری را شروع کنی این خیابان حتما یکی از مطلوب ترین فضاهای شهر است که هر روز با احداث پاساژهای جدید بر تعداد مغازههایش نیز افزوده میشود. در میان همهمهی این خیابان و انسانهای تقریبا مدرنش مغازهایست بزرگ، در قلب بازار، که نخواسته همرنگ جماعت شود! یک بقالی 57 ساله که تا امروز تکان نخورده، با همان کرکره و درب آهنی قدیمی، گونیهای تا لبه پرِ حبوبات، قفسههای چوبی نم گرفته، فضای مغازه پر است از اشیاء و ابزاری که شما را به دهه 40 و 50 شمسی میبرد، از ترازو سنگی ، قفل 50 ساله تا قاب عکسهای سیاه و سفید، صاحب این مغازه، حاج آقا جاهد کاسب 90 سالهایست که به همراه پسرش آقا حمید مغازه را اداره میکند، آقای جاهد همسایه مسجد جامع است، اذان که می زند کرکره را تا نیمه پایین میآورد تا نمازش را در مسجد بازار بخواند، اما او برای عبادت فقط به نماز و حضور در مسجد بسنده نکرده، حاج آقا راههای دیگری را هم رفته است، رعایت انصاف در کاسبی، خوش خلقی و خدمت به مردم، حتی با پاک کردن حبوباتی که به مشتریهایش میفروشد. خاصیتی که خواربار فروشی جاهد را به آن معروف کرده است. رضایت مندی گستردهای از حاج آقا در سطح شهر وجود دارد، قدیمیها همه او را میشناسند، نسلهای جدیدتر وصفش را شنیدهاند. در روزگاری که بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور درگیر رکود هستند و هایپرمارکتها شهرها را تسخیر کردهاند، حاج آقا جاهد کاسبیِ حلال را به فروش مغازهی گراناش و تبدیل آن به سپردههای کوتاه و میان و بلند مدت ترجیح داده تا هم اعتبار و شکوه خود را بیش از پیش کند و هم پاداشهای آنچنانی را نصیب “رییس بانک” نکند.