• کد خبر: 2331
  • گروه خبری : گزارش
  • تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۴۰۰

حفظ آرمان فجـر در پیچ های تند گام دوم

خزر ویژه بندرانزلی – لیــلا مســروری :

فارسی ، زبان جذابی ست . زبانی که بار معنایی واژگان ِ هم شکلش، تفاوتی از زمین تا آسمان دارد! این دو واژه را در نظر آورید : بزرگی کردن و بزرگتری کردن . اولی متین است و تکیه گاه و جاذب ، اما دومی  خود خواه ست و خود محور و دافع!

رشد و ارتقاء اندیشه در گذر سالها به خِرَد بزرگی کردن می انجامد. یعنی صبور می شوی، خطای فاحش نمی کنی ، بلدِ کار می شوی ، پذیرا می شوی ، راهگشا می گردی. این همان انتظاری است که از ارتقاء و رشد اندیشه ی نوپای هزار و سیصد و چهل و دو خورشیدی می رود. اندیشه ای که در اوج  قدرت جوانی به پیروزی انقلاب اسلامی در هزار و سیصد و پنجاه و هفت و پاگرفتن  جمهوری اسلامی انجامید.

تجارب بسیاری بر این اندیشه رفت : رفاقت ، خیانت ، جنگ، التقاط ، هیجان های گوناگون ناشی از نحله های فکری ، بن بست ها ، دستاوردها،  راهکارها ، تاثیر ناشی از تغییر شاکله ی فکری جهان ، ابزارها و امکانات ، توسعه و تسهیل ارتباطات . در گذر این پیچ و خمهای پر نشیب و فراز، حالا از آن اندیشه ی جوان ، انتظار بلوغ کامل و “بزرگی ” می رود. بی شک سالهای دهه پنجم و چهل و چند ساله شدنهای یک اندیشه ، انتظارها را از آن بیشتر می کند!

جالبتر آنکه منتقدان ریزبین و نکته بین و حتی مچ گیر این اندیشه ، نسلی چندمی است که در بستر آن به دنیا آمده و زیستن را تجربه می کند ، نسلی که ترجیع بند جملاتش :« مگه  نگفتید که …» است.

نسلی که سلیقه های عجیب فردی را برنمی تابد. نسلی که به سلیقه و فتوای شخصی مدیر دبیرستان که حکم می کند« مانتوی دخترها جلو بسته باشد» ، «جوراب ورزشی سفید ممنوع» نه تنها وقعی نمی نهد، که به پشتوانه ی تجربه مادرش که زمانی با این فتاوی سلیقه ای در اوج نوجوانی تحقیر شده بود، اعتراضی اساسی هم می کند!

اما نکته ی باریکتر زمو اینجاست که مادرش با تمام کم سالی ،  نادانی مدیر مدرسه را به پای اعتقاد و دین و نظام نمی نوشت چون آبشخور مشرب فکری اش فقط باورهای ملی مذهبی پیرامونش ، بی مداخله ی غیر بود.  اما امروز و این روزها ، سهم خواهان و آنها که هرگز قلبشان به معنای واقعی برای خاک وطن نمی تپد در لباس هایی که انتظارش نیست به اشکالی که فکرش را نمی کنیم ، زیر پای اندیشه ی ملی مذهبی فرزندان ما را خالی می کنند !

 

ما و سرمشق های امام (ره)

جعفرعباسی غریب قدیمی ترین عضو شورای فرهنگ عمومی شهرستان بندرانزلی است. از نسل نوجوانان پرشور روزهای انقلاب و از قدیمی های عرصه رسانه و روزنامه که در کسوت مسئولیت روابط عمومی فرمانداری انزلی فعالیت می کند. با این سابقه یکی از افراد مورد وثوقی ست که می توانیم نظر منصفانه اش را در پایش اجمالی از دیروز تا امروز ، برای ساختن فردای بهتر جویا شویم .

غریب به خزر می گوید: منابع و مآخذ ، گویای آن است که ایرانیان ضمیری روشن و پذیرا نسبت به ارزشهای انسانی داشتند ، چنانکه آثار هنری و ادبی و قوانین به جا مانده از روزگار کهن و ایران باستان گواه این موضوع است .

که اتفاقا همین آزادگی و دین خو بودن ایرانیان سبب شد تا اسلام را پذیرا شوند و بعد شاخصه های فرهنگ غنی ایرانی با معیارهای اسلامی پیوندی عمیق خورد.

وی می افزاید: حضرت امام (ره) یک تذکر دهنده و یادآوری کننده ی آگاه بود. یعنی ایشان با یادآوری و پر رنگ کردن این باورها، جامعه را قوت بخشید و اغنای درونی ایجاد کرد. پس باور تازه ایجاد نکرد، غبار اندیشه ها را زدود.

غریب می گوید: اما در گذر ایام نتوانستیم مشی امام را حفظ کنیم. یادمان رفت ، ریشه ی کار فرهنگی ، هدایت به سمت اندیشه متعالی است ، تا فرد خود انتخاب کرده و عمیقا بپذیرد. متاسفانه برخی از ما با تندروی های خاص به ویژه در ظواهر ، به جای راهنمایی ، با برخورد تند و تیز افراد را وادار به پذیرش کردیم که چون  ریشه در درونیات آنها نداشت ، سست بود!

عضو پیش کسوت شورای فرهنگ عمومی انزلی تاکید می کند : رجوع به فرمان هشت ماده ای حضرت امام (ره) نشان می دهد که فصل الخطاب احترام ، حفظ حرمتها و دستورالعمل های فرهنگی بود ! ولی تندروی برخی از ما سبب شد تا از آن فضا دور شویم. شاید عده ی فراوانی جذب شدند اما جمعی هم ، به ویژه از میان جوانان ، بر دنده لج افتاده و به جای درک و دریافت این محتوای عمیق ، یکسره به سمت مخالفان رفتند و متاسفانه تناقض های حرف و فعل هم به این امر دامن زد و این تنها به سود منفعت طلبانی است که برای مطامع شخصی شان ، متصل در تعمیق این فاصله می کوشند.

غریب می افزاید: رجوع به فرمایشات حضرت امام ، صحبتهای شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید باهنر کسانی که شاخص های ایدئولوگ انقلاب اسلامی بودند ، می تواند تلنگری به ما باشد . شهید باهنر از غرور ما را زنهار می دهد و می گوید غرور مارا از متن جامعه دور می کند ، این درسی برای ماست.

نگاه عمیق و به روز و آگاهانه حضرت امام (ره) و حضرت آقا در خصوص هنر ، در مورد موسیقی ، پیرامون شعر و ادبیات ، گواه اندیشه ای پیشرو ست که به ارتقاء و بسط فرهنگ در جامعه اهمیت می دهد. چراکه تعلق خاطر ایجاد می کند و تعلق خاطر به میهن، ضامن استقلال  کشورست و به نوبه ی خود می تواند توصیه رهبری در امر استقلال اقتصادی و ارتقاء علمی را متجلی کند.

 

آموزش ، کیمیای مقصود

چقدر اندیشه ی حکیمانه و مَثَل در اهمیت آموزش داریم! چقدر اسناد بالا دستی و حتی توصیه های خاص رهبرمعظم انقلاب را سراغ داریم که بر این مهم ، تاکید ویژه دارند، ولی واقعا چه کرده ایم ؟! محتوای کتابهای آموزشی ما که ماحصل شورای تالیف کتب آموزشی است از خامه ی چه قلمی پدید می آیند! میان گریه و خنده سرگردان می شویم وقتی مثلا درسی مثل توکل به خدا و اعتماد به او در کتاب دبیرستان رشته انسانی هست و از کتاب بچه های تجربی و ریاضی حذف می شود!

لیلا پوررزاز سرگروه دین و زندگی دوره دوم متوسطه  استان گیلان در خصوص نقش آموزش در ارتقاء فرهنگ اجتماعی به خزر می گوید:  بی تردید یکی از راههای ارتقاء فرهنگ اجتماعی ، آموزش و محتوای کتب آموزشی است.

وی تصریح می کند: در حال حاضر محتوای کتب آموزشی متناسب زمان نیست که این خود از عوامل افت آموزشی ست . لذا باید مولفانی به کار گمارده شوند که کتابها را با نیاز روز غنی کنند تا ضمن پوشش دهی دانستنی های الزامی که همیشه بوده، همگام زمانه باشند. به ویژه لزوم تدقیق شورای تالیف کتب آموزشی در سند تحول بنیادین و مطابقت تالیفات با آن می تواند بسیار گره گشا باشد.

سرگروه دین و زندگی دوره دوم متوسطه  گیلان می گوید : برای رسیدن به جامعه ای ایده آل باید در چند حوزه فعال شویم . نخست در بحث فردی شناخت از گذشته و فرهنگ پیشینیان و متناسب سازی آن با حال ، از ملزومات این حوزه است چرا که فرد احساس ارزش می کند و اصولا تلقی انتقال فرهنگ بعنوان سنت الهی از همینجا ناشی می شود.

اصل اصیل اسلام بر تفکر و تعقل استوار است پس باید شرایط لازم برای این امر فراهم شود . به خاطر داشته باشیم معرفی ناقص سه تمدن  ایرانی ، اسلامی ، غربی  در نهایت فرصت اندیشه و استنتاج درست را به ویژه از جوانان سلب می کند.

وی با اشاره به اهمیت خانواده به عنوان کوچکترین رکن جامعه که به سامانی و به هنجاری آن تاثیر مستقیم بر جامعه دارد ، می گوید : باید نسبت به سیاستگذاری ها  و برنامه های دستگاههای اجرایی ، یک بازبینی درست داشته باشیم تا دریابیم به معنای واقعی برای غنی کردن تفکر خانواده ها بعنوان انتقال دهندگان ارزش فرهنگی جامعه چه کرده ایم و چه باید بکنیم!

پوررزاز در خاتمه با تاکید ویژه بر الگو سازی می گوید: مردم رفتار نبی اکرم را می دیدند و سبک زندگی حضرت پیامبر برایشان الگو بود. پس جاذبه های مکتب اسلام را جدی بگیریم و بدانیم اگر شیوه زندگی فردی – اجتماعی و اهتمام بر مسئولیت هامان را مورد توجه قرار دهیم ، اتفاقات قشنگی در ارتقاء جامعه صورت می پذیرد.

 

نگاه به مقصد

اینک برای پیروزی بین دو تفکر” اندیشه ی بزرگ” یا “اندیشه بزرگتری کردن” ، باید پایش و مراقبت کنیم !  اگر ماه مبارک رمضان ، فرصت پایش و مراقبه شخصی است ، ایام ا… دهه فجر مجال پایش و مراقبه ی  اندیشه ی بزرگی ست که برای وطن ما استقلال و آزادی  را در چارچوب احکام دقیق و آسمانی و انسانمدار اسلام  می خواست و می خواهد.  به امید و شوق اعتلای میهن!