- کد خبر: 2522
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو, اجتماعی, ایران و جهان, بندرانزلی, گزیده اخبار, گیلان, ویژه, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۰
حکایت من،من! تو، تو در دولتها و مجالس

انزلی فردا – لیــلا مسـروری:
یک چیزهای به عنوان استثنا ورود می کند وبعد میشود قاعده! قواعدی که هرگز کسی آسیبهایش را پایش نمی کند تا بلکه تعدیل و اصلاحش کند!
پنداری جا افتاده که وقتی دولتی تغییر می کند جدا از تعیین کابینه، طیفی از رده های مدیریتی را در صف و ستاد تغییر دهد!
از سویی اگر مثلا گه گاه مشورتی هم ازنمایندگان مجلس، به عنوان نمایندگان مردم در خانه ملت و به نیت احصا و تامین نظر مردم، گرفته میشود، رفته رفته این دید ایجاد شده که بقول معروف «پسندم آنچه را نظر نماینده پسندد» یا بقول نماینده محترم اقلید:«تنزل جایگاه مجلس به کارگزینی دولت و صدور توصیه نامه های استخدامی برخلاف نص صریح قانون» که به واقع فروکاست شأن پارلمانی و یک زنگ خطر همه جانبه است. چراکه تمرکز نمایندگان از شرح وظایف بسیار مهم شان در قوه مقننه بسوی وعده ها و یارکشی ها رفته اینجاست که روند آسیب زای تضارب های طیفی و جناحی تاثیر سوءاش را می گذارد!
تا بود دوره های مدیریتی به فراخور فضای کاری چهارساله یا سه ساله تعریف میشد. حال بگذریم از اینکه خود این مسئله جای بازنگری های کارشناسی دارد، اما خاطرمان باشد که یک مدیر با بدنه پرسنلی اش کار میکند. وقتی بر اساس این باور معیوب جا افتاد که اگر دولتی برود، روسا و مدیرانش می روند؛ خود به خود یک رخوت مرموز زیر پوست بدنه های سازمانی و دومینو وار ادارات کل و ادارات تابعه شهرستانی میدود که گاه بصورت اضطراب کاری، تشویش تصمیم گیری، تساهل های نابجا، تمردهای توجیه شده، تضعیف انگیزه و … بروز می کند و نهایت این کار ملت است که مغفول و معطل می ماند و جایگاه آن دستگاه در تصمیم گیری های کلان، لغزنده میشود!
این روزها مثالها فراوان شده است، اما یکی از این موارد عجیب در هفته جاری اتفاق افتاد! مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان در حالیکه مدت خدمتش در گیلان به دوسال کامل نرسید، تغییر کرد! ساسان کفایی خدمت خود در گیلان را از هفتم اسفند هزار و سیصد و نود وهشت آغاز کرد. اما نکته ی در خور اعتنا در این تغییر اینجاست که در ماههای اخیر فعالیتهای نامبرده در خصوص قلع و قمع سازه های نامتجانس و متعارضان پارک ملی خشکی دریایی بوجاق و بصورت برجسته مقابله او در جایگاه حاکمیتی حفاظت محیط زیست گیلان با قاچاقچیان و مافیای شن و ماسه که تا درون ادارات گیلان راه کشیده بودند، به بار نشسته بود!
گواه صدق این تلاش ها، شاید نامه ای باشد که معاون قضایی رییس کل دادگستری استان گیلان در امور اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان خطاب به علی سلاجقه رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، با موضوع تقدیر و تشویق این مدیر ارسال شد؛ که در آن بیش از هرچیز بر تعامل سازنده و موثر و مستمر مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان با دستگاه قضایی در برخورد قاطع و بی اغماض با سوداگران و متجاوزان عرصه های محیط زیستی و مبارزه با رانت خواران و فساد سیستماتیک اداری و ساماندهی یگان حفاظت و موارد ریزتر و عناوین دقیق تر یاد شده بود!
حالا قضاوت کنید وقتی حدود ده روز و اندی از این نامه بگذرد و آن مدیر تغییر کند، چه جلوه و تاثیری بر کسانی دارد که می کوشند با نفوذ شوم رانتها و رانت خوارها مقابله کنند!؟
و تاسف بارتر اینکه وقتی سرپرست جدید اداره کل منصوب میشود – که اینبار بهانه گیران نمی توانند وصله غیربومی بودن به او بچسبانند- هنوز مهر انتصابش خشک نشده و بقولی آمده و نیامده، دعوای طیفی بر سر خواستن و نخواستنش و روکردن وابستگی ها و منتسب کردن به این جناح و آن جناح، آغاز شده است!
و در نهایت ما مردمانیم با علامت سوال های بزرگ بی جواب در ذهن و طبیعتی که به ثمن بخس قربانی خودخواهی ها و سرسپردگی های برخی از ذی نفوذها میشود! گویا ما به یک باز تعریف در معیار خدمت نیازمندیم ! خادم ملت و قانون بودن یا نبودن! مسئله عجیبی است! به امید بازگشت به رفتارهای اصیلی که آرمان نهضت انقلابی بود و سفارش های گام دوم انقلاب اسلامی.