- کد خبر: 1851
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو اخبار, اجتماعی, ایران و جهان, بندرانزلی, گزیده اخبار, گیلان, ویژه, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۱۴ خرداد ۱۴۰۰
خرداد را بهانه کنیم تا به مادرمان طبیعت، برگردیم

می خواهم از ترس هایم حرف بزنم!محیط زیست جغرافیا ندارد،مرز ندارد دوری و نزدیکی را بر نمی تابد؛ لذتی اگر هست متعلق به همه جهان است و دشواری ای اگر برجایی هموار شود ،همه جهان را دچار می کند!
مجله گاردین گزارش کرده در جفت مادر بارداری میکرو پلاستیک ها شناسی شده اند! فکر کن آیا محفوظ تر از جفت و جنین هم هست؟! آمار می گوید: ایران پنجمین کشور مصرف کننده کیسه های نایلونی در جهان است. در ایران، سالانه ده میلیون تن زباله پلاستیکی وارد طبیعت میشود! من برای مادران باردار ایرانی و برای جنین هایشان می ترسم!
آمار می گوید هر ایرانی روزانه بطور متوسط 3 کیسه پلاستیکی مصرف می کند. آمار می گوید اگر هر خانواده، در طول هفته فقط یک کیسه، فقط یک کیسه پلاستیکی کمتر مصرف کند سالانه در مصرف 816 میلیون عدد نایلون پلاستیکی صرفه جویی میشود. من از معاشرت با آدمهایی که می دانند و می توانند از کیسه پارچه ای و ساک و زنبیل استفاده کنند اما نمی کنند، می ترسم!
اساس پایداری حیات بر مدار تنوع زیستی است، تنوع زیستی تنوع گونه ها، تنوع جنس ها، تنوع اجزای حیات و حفظ توان شبکه زیستی را به همراه دارد.
من به کاسپین می اندیشم! به صیادان و ماهی فروشان شهرم که می گویند بجای اینکه فصل صید را تا قلب روزهای تخم ریزی ماهیان طول دهید ، اجازه بدهید زودتر به دریا برویم و از آن سو زودتر تور از سر دریا برداریم. شیلات اما غره به بازسازی ذخایر است و تکثیر مصنوعی ! من از این تفکر غلط شیلاتی که جایگاه تنوع زیستی ماهی را نمی داند و درک نمی کند تکثیر مصنوعی مسکنی است برای کمک به بازسازی ذخایر نه تمام راه حل !من از این تفکر ، من از آغوش خالی دریا و دستهای تهی صیادان مان می ترسم !
من از آنها که بی پروا، بی دانش تنها برای ارضای نفس به حیوانی که رهاست، حیوانی که در اضطرار نیست، هرغذایی می دهند می ترسم!من برای جان آن حیوان بی گناه که رژیم تحمیلی آدمها سیستم گوارشش، وضعیت بیولوژیکش را بهم می زند، می ترسم!
من از اینکه آدمها خودخواهانه و بی محابا نوزاد حیوان را لمس می کنند و مادر بخاطر بوی انسان دیگر پذیرای توله اش نیست، می ترسم!
نشسته ام به تماشای مستند طلارودان که حکایت وضع اسف بار رودخانه که چه عرض کنم زهرابه های منتهی به تالاب کم جان انزلی است و از چندین و چند متولی رودخانه ها نام می برد که عملا … گویی نیستند و نمی دانند مسئولند!
نوردیدگانم وارد اتاق میشوند من از اینکه تصویر حاشیه پرزباله رودخانه را ببینند می ترسم! من می ترسم از اینکه فرق حقیقت را با کتاب « دوقلوها مراقب محیط زیست هستند» و «دورا و روز زمین» ببینند! من از عمه دروغگو بودن می ترسم! من از خراب شدن ذهن و جهان بچه ها می ترسم!
من از آن مسئولی که خود را به کوچه علی چپ می زند و دست کم در برابر آینده فرزندش احساس وظیفه ندارد می ترسم!
می گویند: به بچه ها آموزش بدهیم، باشد که نسل آینده بهتر از ما باشد! اما اصل اساسی آموزش و پرورش می گوید بچه ها گوش نمی دهند چه می گویید آنها نگاه می کنند چکار می کنید! من می ترسم از اینکه کودک در کلاس چیزی می آموزد و در همان مدرسه ، در محیط، در منزل عمل دیگری را می بیند!
اینکه من و توی نوعی، اینکه مای نوعی از کمترین قدمها برای افزایش آگاهی مان ، برای اقدام و عملی می گریزیم و می پر هیزیم حقیقتا ترسناک است !
ولی باید عامل ترس را حذف کنیم مگر نه اینکه ترس برادر مرگ است؟! باور دارم خرداد محیط زیستی ترین ماه سال است شروعش زلف گره کرده با روزجهانی تنوع زیستی ، در میانه با روز جهانی محیط زیست اوج میگیرد و در انتهایش دامن کشان به مهار بیابان زایی میرسد!
میشود این خرداد را به مثابه همان شنبه ای بدانیم که قرار است شروع عادات خوب باشد! بیایید این خرداد شروع پایندی ما به آداب خوب طبیعت گرایی باشد! شروع عبور از ادعا و حضور در میدان عمل!خرداد را بهانه کنیم تا به مادرمان،طبیعت برگردیم و نشان دهیم ما نیز عضو مفید این چرخه ایم چرخه ای که قسم گاه خداوند است . بیا باهم ترس ها را چاره کنیم !
پایان پیام/کد9701/لیلا مسروری