- کد خبر: 659
- گروه خبری : گزارش
- تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۹
صدای خاموش چلنگری ها در بندرانزلی

خزر ویژه بندرانزلی – هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی :
ابزارشان چند پُتک سبک و سنگین، سَندان، چکش ، قلم ، گیره و تغاری سفالین و پر از آب، کورهای گلی و دَم متصل به آن جهت هوادهی به زغال و تنظیم حرارت کوره است . آهنگری سنتی یا چلنگری ، هنر شکلدادن به فلز است ، هنری قدیمی و سنتی که با آن ابزار صیادی ، کشاورزی و دامداری می ساختند و بسیاری وسایل کاربردی زندگی .
هنری دیرینه که هرچند روزگاری نه چندان دور در بندرانزلی رونقی داشت و خیلی از خانواده ها با درآمد حاصل از این حرفه ارتزاق می کردند ولی متاسفانه حالا ، صدای پتک و چکشش تنها از یک چلنگری باقیمانده در کهنه بازار انزلی به گوش می رسد!
حسن زکاله ، 78 سال سن دارد و تنها آهنگر بومی انزلیچی ست که همچنان یادگار ارزشمند نیاکان مان را با هنرنمایی دستان هنرمندش که دیگر به خوبی می توان آثار سالها مرافقت با چکش و آتش و … را در لابلای دستان سخت و پینه بسته اش دید ، با روشن نگاه داشتن چراغ کم سوی آهنگری اش حفظ کرده .
می گوید: مدرسه نرفتم و از هفت سالگی نزد شیخ حسین که پیرمردی بود و در همین مغازه کناری کار می کرد و بعدترها پیش اوستا امینی ، آهنگری را یاد گرفتم و از همان سالها تا الان این کار را انجام می دهم .
ادامه می دهد : قبل ترها حدود 20 ، 30 مغازه آهنگری در انزلی بود که زندگی شان را با این حرفه می گذراندند . بعد لبخند تلخی می زند و می گوید اما الان فقط من ماندم .
سپس می افزاید : آهنگری کار سختی است و درآمدش الان کم است . دستهایم را نگاه کنید آن قدر که چکش زدم و با آتش کار کردم ، ببینید چطور شده ، برای همین دیگر الان بچه های ما میل شان به انجام این کار نمی کشد . در شهرهای دیگر هم که کار می کنند چکش برقی دارند و دستگاههای جدید خریدند.
برای انجام کار چلنگری فلز بریده شده یا قطع شده به شکل موردنظر را در کوره می گذارند تا داغ و کمی نرم شود. سپس تکه آهن را با انبر میگیرند و روی سندان میگذارند و با چکش روی آن میکوبند تا شکلِ افزار مورد نظر را بگیرد. درصورت لزوم، بارها تکه فلز را در کوره مینهند تا دوباره نرم شود و روی آن میکوبند تا بالاخره به شکل مورد نظر و دلخواه دربیاید. برای دسته بیل و کلنگ و … معمولا از چوب تراشخورده، استفاده میکنند. برای محکمترشدن قطعه فلز آن را درحالی که داغ است درآب مینهند و به اصطلاح آن را آبدیده میکنند.
پیرمرد آهنگر تعریف می کند که حدود 15 ، 20 سال پیش ، چهار ، پنج تا جوان از مازندران آمدند اینجا و از من خواستند تا این کار را یادشان دهم .من هم گفتم ببینید و یاد بگیرید . بعد رفتند و بعد از یکی دو سال دیدم آمدند و دارند ابزار صیادی ساخته شده شان را به صیادان و تورفروشان ما می فروشند!
بعد می گوید : آن موقع ها همه از همه جا می آمدند اینجا می خریدند اما الان آنها می آیند اینجا می فروشند!!!
بی شک حفظ و ماندگاری هنر آهنگری سنتی بعنوان حرفه ارزشمند برجای مانده از گذشته های ما ، همچون خیلی از یادگارهای کهن این دیار که صدایشان در هیاهوی گسترش شهرنشینی و جایگزینی صنایع نوین کم رونق شده ، نگاه ویژه ای را از سوی متولیان حفظ میراث فرهنگی این منطقه می طلبد تا با تدبیر و کمی زکاوت در چگونه ماندگاری اش ، نشود که نسل غریبه امروزمان با این هنر و حرفه بومی ، در سالهای آینده حتی نامی از آن ندانند!