- کد خبر: 2349
- گروه خبری : گزارش
- تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۴۰۰
عطر زنهار از بهار نارنج های «اقبال»

خزر ویژه بندرانزلی – لیــلا مســروری :
گاه باید از یک اتفاق فاصله گرفت تا دقیقتر ابعاد آن را درک کرد و فارغ از هیجان اولیه، منصفانه ماوقع را دید و به درس اموخته ها اندیشید و آن را بکارگرفت تا با تغییر رفتار راه تکرار خطا بسته شود!
سالیان طولانی ست که عابرانِ خیابان تهران با نُت بهشتی عطر بهارنارنج ها، سرشان بسوی خاله اقبال می چرخد گویی آوای سلامی صمیمی باشد و علیک هر عابر، نفس عمیقی که به درون می کشد، اردیبهشت به نیمه رسیده بود که ضربآهنگ چکش نُت فالش این آیین سلام شد و سرهایی که چرخید تخریب سربندی عمارت اقبال را دید! دریغا از دیر دیدن! بقول مولانا «لیک کس را دید جان دستور نیست»
بانو شهلا اقبال در مصاحبه با خزر انزلی در گله ای بجا ازهجمه ها، نکته ای پر مغز گفت: تا حالا کجا بودید! از پشت میز برخیزید وسری به شهر و محله ای که درآن زندگی می کند بزنید مگر میشود ملک مردم را اینگونه تصاحب کرد!؟
آفت روزمرگی
این روزها حافظه رسانه ها اشباع ازموضوع خانه اقبالست ومتاسفانه درمواردی نیز آمیخته به اغراض و تناقض شده.خزر انزلی حسب وظیفه ذاتی خود از نخستین اعلام بروز اتفاق، پیگیر ماجرا بود و شوربختانه درنهایت به مصداق دیگری از همان حکایت میخ لقِ نعل اسب و فرو افتادن حکمرانی رسیدیم ! اما مروری داشته باشیم بر آنچه رفت.
اطلاع رسانی اولیه و پیگیری توسط دو سازمان مردم نهاد انجمن طرفداران توسعه انزلی و گیل تی تی آغاز شد،درعین اینکه کار سیرقانونی خود را طی می کرد،برخی بی محابا خانواده اقبال را (که تا پایان بهمن نود و هشت با علاقه در این خانه ساکن بودند) هدف گرفتند سپس شهرداری در نوک پیکان حمله قرار گرفت! پس ازآن نوبت به میراث فرهنگی رسید و عجبا که این ترکش های کور،حتی دامن کنشگران ماجرا را نیز گرفت!
مهدی خلیلی سرپرست شهرداری انزلی درگفتگو با خزر تصریح کرد: مجموعه همکاران فنی و حقوقی ما همچنان مصرند که ضرورت استعلام وجود نداشت و ندارد. وی با اشاره به جلسه ی شوراشهر گفت:اداره میراث فرهنگی پذیرفته است بجای اینکه هربار شهرداری بخواهد برای ساخت و ساز در یک محدوده 14-15 کیلومتری استعلام کند؛ لیست خانه های تاریخی را به شهرداری اعلام کند. چراکه مراحل استعلام باعث پیچیده شدن روند صدور پروانه و نارضایتی مراجعان میشود.
خلیلی تاکید کرد نکته در خور تامل این است که اخذ مجوز از شهرداری در سی و یکم فروردین انجام شد و ثبت اضطراری ساختمان در پانزده اردیبهشت، قانون که عطف به ماسبق نمی شود! ضمن آنکه در آن تاریخ ما دلیلی برای عدم موافقت با تخریب نداشتیم و اگر موافقت نمیشد ، مالک می توانست علیه شهرداری طرح دعوا کند.
سرپرست شهرداری انزلی با اشاره به اینکه مقررست تا شهرداری با خریداری این ملک و تبدیل آن به خانه فرهنگ ، این بنا را حفظ کند و حقوق مالکانه ی خانواده اقبال را ادا نماید، به خزر انزلی گفت: مسلما بضاعت شهرداری جوابگوی خرید تمامی ساختمانهای واجد ارزش تاریخی نیست و چه خوب بود که ما در عرصه مهم میراث فرهنگی نیز،از حضور خیران فرهنگی برخورداربودیم بی شک درچنین موقعیتهایی میشود برای کارهای اشتراکی امتیازات مناسبی چون تخفیف های مالیاتی و عوارضی و غیره تعریف کرد، نظیر آنچه در حوزه ورزش و باشگاه داری اتفاق میفتد.
ابوالفضل گودرزوند چگینی رییس اداره میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری انزلی در گفتگو با خزر درخصوص اقدام پیرامون خانه اقبال گفت: یکی از پروژه های کاری ما معرفی دست کم ده اثر برجسته به اداره کل میراث فرهنگی بود که تیرماه نود وهشت ، مقدمات ثبت این اثر فراهم شد. اطلاعات لازم تهیه و به اداره کل ارسال شد و مرحله دوم ابلاغ موضوع به مالک بود که ساختمان واجد اهمیت تاریخی است و باید ثبت شود این ابلاغ در بیست و چهارم شهریور نود و هشت هم زمان به معاونت عمرانی استانداری،معاونت میراث فرهنگی ، شهرداری و فرمانداری ، با ذکر موقعیت ملک با امضای مدیرکل میراث گیلان،اعلام شد ولی گویا دریافت کنندگان نامه، اهمیت لازم را برای این موضوع فرا بخشی قائل نشدند!
وی تصریح کرد: سال هشتاد و شش،شورایعالی معماری و شهرسازی،بافت تاریخی را مصوب و ضوابط را ابلاغ کرد. در روزنامه های کثیرالانتشار هم اعلام شد . بافت تاریخی انزلی در محدوده میدان امام هادی ( گاز) تا آخرخط است که تعدادی ابنیه واجد اهمیت تاریخی دارد.
چنانچه هرکس استعلام کند کلیه قوانین و ضوابط موجود مشخص است ضمن آنکه آخرین بار هم در امرداد نودو هشت، به دستگاههای مرتبط اعلام کردیم و اسناد موجود است.
چگینی گفت:به رغم آنکه ضوابط در طرح جامع آمده و نقشه ای که ما در اختیار دوستان قرار دادیم راهنمایی دارد که کاملا شرایط بافت و ابنیه را مشخص کرده و تمام نامه نگاری هایی که تاکنون داشتیم،پذیرفتیم تا تک تک بناها را به تفکیک در قالب نقشه و مشخصات جی پی اس و آدرس ، در اختیار دوستان قرار دهیم. ضمن انکه مرمت خانه اقبال را هم متقبل میشویم .
وی در پاسخ به خزرانزلی که چه پیشنهادی برای هم افزایی و همراهی با مالکان سایر بناها برای ترغیب و کمک در حفظ ابنیه تاریخی دارند،گفت:ما آمادگی داریم تا هرمجوز تغییر کاربری اعم از رستوران سنتی،هتل و … که درآمد زا بوده و بنا را هم حفظ کند ، در اختیار افراد قراردهیم.
همراهی ستودنی خانواده اقبال
کیست که نداند راههای فراوانی وجود دارد که می توان با طرح دعوای قضایی، حتی ساختمان ثبت شده را از پلاک ثبتی میراث خارج کرد! کما اینکه مصادیقش را با یک جستجوی ساده می توان یافت . اما به رغم تمام اینها رفتار مالکان خانه اقبال نشان داد که تعلقات خاطر فرهنگی شان بیش از اینهاست و صد البته گله هاشان نیز بحق است.
چراکه از سال نود و پنج متعاقب فوت والده شان، به همه بنگاهها و اشخاص طالب این بنا مراجعه کرده بودند ولیکن توافق مطلوب حاصل نشده بود اما کسی از اداره میراث التفاتی نکرده بود!
نکته درخور توجه اینکه یکبار هم کسی از میراث فرهنگی مراجعه کرد که هیچ معرفی نامه و کارت شناسایی به همراه نداشت، و بعدتر نیز به جبران این اهمال، مراجعه مجدد برای تحویل ابلاغ احتمالی، صورت نگرفت.
این خانواده در کمال قانونمندی مجوز تخریب را از شهرداری اخذ کرد. بانو اقبال در این خصوص به خزر انزلی گفت: در فروردین 99 با مراجعه به شهرداری وگرفتن مجوز تخریب،در روز14 اردیبهشت عملیات تخریب را شروع کردم و در15 اردیبهشت میراث فرهنگی که با سطل آب یخی که اینجانب برسرش ریختم و فشار افکار عمومی ناگهان از خواب پرید و از شهرداری درخواست کرد جلوی تخریب را بگیرد. بازرسین شهرداری به منزل آمدند و خواستار توقف تخریب شدند که البته این کار با سروصدای زیاد همراه بود. میراث فرهنگی ندا سرداد که ای وای به داد برسید که خانه تاریخی از دست رفت و ما در حال اقدام برای ثبت ملی این خانه هستیم و سرانجام نامه ای به ما نشان دادند که در تاریخ پانزدهم اردیبهشت 99 این خانه در مرکز بعنوان خانه واجد ارزش فرهنگی و تاریخی کشور به ثبت رسید! مگر میشود بدون اجازه مالک اینکار را کرد!؟
وی در ادامه افزود: از دادستان تقاضای رسیدگی کردم که با شورای تامین به این منزل تشریف آورده و رسیدگی کردندو این مرا که در طول یک هفته ناراحت و مضطرب شده بودم تقریبا آرام کرد.
در نهایت روز20 اردیبهشت با حضور در جلسه شورا،شهردار،رئیس واعضای شورا درصدد دلجویی از من برآمدند و از حقوق مالکانه اینجانب دفاع کردند و هرکدام نظرات خود را بیان کردند که واقعا به شهرداری و شورای شهر حق دادم که میراث فرهنگی با بی تدبیری خود،شهرداری را مجبور به خرید این خانه کرده است.من بدرستی می دانم که این کار،کار ساده ای نیست و برای شهرداری موانعی وجود دارد.
بانواقبال در خصوص انتظارش از نهادهای ذی ربط به خزر انزلی چنین پاسخ داد:انتظار من از نهادهای ذی ربط این است حالا که میراث فرهنگی می گوید من پول ندارم و فقط می توانم تعمیر کنم؛سایر نهادها کمک و مساعدت کنند که همه بار مالی بر دوش شهرداری گذاشته نشود.
چون من واقعا دلم نمی خواست اینگونه بشود که منزل ماهم بشود قوز بالای قوز برای شهرداری و شورای شهر.امیدوارم این مشکل به زوی حل شودو نهادهای ذی ربط شهرداری را در انجام اینکار مساعدت کنند تا مالکان این خانه هم راضی تر شوند.
آرمین صافدل عضو هیات مدیره انجمن طرفداران توسعه انزلی که اولین بار موضوع خانه اقبال را پیگیری و رسانه ای کرد در خصوص اینکه چه راهکاری برای جلوگیری از تجربه مشابه وجود دارد گفت:ضعف میراث آنجاست که نتوانسته ضوابط گردن نهادن به بافت تاریخی را تاکنون به مدیریت شهری تحمیل کند.طبق قانون باید شهرداری مدیر بافت تاریخی تعیین کند یا کارشناس بافت تاریخی داشته باشد.
انتظار می رود مدیریت شهری یعنی شهرداری و بخصوص شورا،نسبت به تعریف قانونی و ماهیتی میراث حساس باشند،چیزی که تا امروز به چشم نمی خورد.
وی در خاتمه افزود:شهروندان برای انجام همین امور به شوراها تفویض اختیار می کنند. ولی نگاه مجموعه نسبت به داشته های تاریخی این شهر،که می توانند منبع سرشار درآمد پایدار گردشگری باشند و یک سرفصل درآمد زا محسوب شود، غریبه است! حتی اگر میراث فرهنگی کم کاری کند انتظار می رود شورا به عنوان ارگان مطالبه گر مردمی،در این امر ورود کند چه در شناسایی،چه دعوت برای هم اندیشی ویا جذب سرمایه گذار در این حوزه،جدیت داشته باشد.
داشته ها را دریابیم
از نظر دور نداریم که برای شهری مثل بندرانزلی،امروز تعریف مقاصد گردشگری با تفاسیر متنوع،یکی از راههای برون رفت از سرخوردگی های اقتصادی و معیشتی است. خانه ها یک عمارت صرف نیستند آنها زبان گویای دوره معماری،نگرش زیستی،تجارب عاطفی و اجتماعی اند که می توانند برآورنده مطامع گوناگون گردشگری باشند.از اقامتگاه و هاستل و سفره خانه گرفته تا محل رویدادهای خاص هنری و فرهنگی و فرصت مطالعات علمی . جای آن دارد که «خانه» را فراتر از متراژ زیربنا ببینیم و لازمست نهادی فرابخشی در قالب دبیرخانه ای از ذی نفعان تشکیل شود تا بتوانند بسته های مشخص بهره برداری پایدار را در اختیار مالکان خانه های تاریخی،برای اقدام قرار دهد.