هر گردی گردو نیست و هر کاربر پیام رسان ، خبرنگار!

خزر انزلی – لیلا مسروری :

امرداد که از راه می رسد، یکی از پر رنگترین مناسبتها در تقویم اهالی رسانه، روز خبرنگار است! روزی ، یکی از ما در لحظه ای که مخابره می کرد: من محمود صارمی خبرنگار ایرنا هستم.مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد… همراه هشت دیپلمات ایرانی در سرکنسولگری ایران، به شهادت رسید، فرصت ارسال خبرش ناتمام ماند؛ تا فرصتی بسازد در تقویم ملی ما که همکارانش زمانی برای حرف زدن داشته باشند! هرچند،چه بسیار دیده ایم در این روز باز هم خبرنگار، شنیده است؛ چه کنیم که برخی صرفا فرستنده اند و گیرنده هایشان همیشه نویز دارد!

پس از حادثه تلخ 1377، قریب بیست و سه سال است که فرصتی داده اند برای حرف زدن خبرنگاران، اما یا کسی نشنیده یا اگر شنیده گوش نداده، دل نداده؛ چرا که هنوز همکاران ما مصائب شان قفل در قفل مانده است!

هنوز و همچنان تعریف بیمه ی این شغلِ سخت، نامعلوم مانده ست. قراردادهای کاری که پهلو به ترکمانچای می زند. گرانی اسباب نشر و چاپ را ناظری نیست. ارزانی خدمات خبرنگاری به قوت خود باقی است که هیچ ؛ هنوز حتی شیوه نامه ای برای سفرهای رسانه ای نیست.هنوز داغ دو همکارمان در سفرخبری ارومیه دَلمه نبسته و خون چکان است!گویی تنها خدمت خبرنگاری ارزان نیست، جان خبرنگار هم ارزان است!

دیگر توقعی نیست؛ چون حتی پروسه پر پیچ و تاب تدوین قانون تا تصویب آن اگر هر بار تکانی می خورد پس از بیست و سه سال – این زمان به قدر تغییر یک نسل است- یکی از چند مشکل حل می شد. امروز تنها یک چیز می خواهیم: التماس سواد رسانه ای!

نبود سواد رسانه ای، فرصت دلپذیر شبکه اجتماعی و اتمسفر مجازی را هم ناسره و نابود و ناسور کرده است!

متولیان خوابگرد و مسئولان خوابزده ای که هنوز نمی توانند سره خبرنگار و ناسره هر کاربر پیام رسان اجتماعی را از هم باز شناسند! وا اسفا که گاه برای از میدان به دَر کردن رقیب در کارزارهای انتخاباتی یا رقابتهای عقیم،از همین دست کاربران را اجیر کرده و علیه هم تیر کرده اند!

در تعجبم از آن دسته مسئولانی که بر پستهای حساس تکیه کرده اند اما هنوز مرزهای مکملی و هم پوشان سطوح مختلف رسانه ها از توئیت تا وبگاه و رسانه مکتوب را از هم باز نمی شناسند و نمی دانند اعتبار فضاهای مجازی امثال گاردین ، تایمز، آساهی و یومیوری به سندیت ساحت مکتوب شان است؛ که منبع و مَسند و مرجع آگاهی رسانی اند و فضای مجازی مجالی است برای سرعت بخشی تا تو را در مرحله تکمیلی خبر و گزارش اصلی ، همراه نگاه دارد.

این دسته از مثلا مسئولان دلبسته ی کاربران فعال مایشایی می شوند که اخبار فیک و بی مبالاتشان ، جز تنش و هردمی به سویی، در بی خطر ترین حالت ممکن ثمره ای ندارد! و چه بسا آثار زیانباری که از این جهل خام دستانه حاصل می شود!

بماند که گاه با مدیران گوگولی ای طرف هستیم که صرف اطلاعات گوگِلی شان تصور می کنند، رسانه را می شناسد و خود را دستی بر آتش می دانند؛ جیز است دوست من!

وای از طاووس علیین شدگانی که صدایشان را صاف می کنند:« دیگر کسی روزنامه نمی خواند … می خواند ؟!» دلم می خواهد بعنوان کسی که در سطوح گوناگون رسانه و مدیاهای مختلف کار کرده ام به ایشان بگویم آنکه می خواند، همه چیزِ درست را می خواند،از تله تکست تا سایت ،تا مجله الکترونیک، تا روزنامه کاغذی و کتاب! نه چون تویی که معلوم نیست آخرین بار کدام کتاب را کِی لمس کرده ای یا حتی آخرین کتاب الکترونیکی که خوانده ای چه بوده است!اصلا همه اینها هیچ ، کارتابلَت را درست می خوانی دوست من؟!

ولی دوست مدیر، دوست مسئول، دوست تصمیم گیر، دوست تصمیم ساز ؛ اگر کتاب و رسانه درست را نخوانی ، نمی دانی و اگر ندانی نمی توانی و در جهل مرکب ابدالدهر بمانی ! برای خودت بخوان نه دلخوشیِ منِ خبرنگار که گِل جماعت خبرنگار ، گِل خاصی است که از معدن باور سرشته شده است:

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب/ تا در این پرده جز اندیشه «او» نگذارم