هست از پسِ پرده گفتگوی من و تو / چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من

انزلی فردا – ماریا عباسنیا :

چند روزی است که از اتفاق تلخ تخریب کامل ساختمان هتل تاریخی تهران در مرکز انزلی می گذرد و من در لا به لای رصد واکنش رسانه ها ، دغدغه کنشگران و افکار عمومی ، به علاج واقعه های بعد از وقوع فکر میکنم ، به اینکه وقتی تکرار مکررات قابل پیش بینی هایی که در غفلت سهوی و عمدی رخ می دهد ، جدا از چرایی رخدادها ،  چه قانون ، تاکتیک ، اصول یا نسخه ای در آستین متولیان  امر هست تا علاج واقعه کنند ؟!

ساختمان های ارزشمند تاریخی ،  مظلوم و مهجور ،  یکی پس از دیگری در سایه اهمال و بی توجهی ، از گذشته و تاریخ پر از داستان –  داستان هایی از قلب شهر زیبای مه آلود بندر انزلی ، که روایتگر روشنای پیشینه آن بوده –  محو می‌شوند.

ساختمان هتل تاریخی تهران ، واقع در میدان اصلی شهر که در اواخر قاجار ابتدا به صورت مسکونی و تجاری و بعد به صورت مهمانخانه مورد بهره‌برداری بوده ،  نیز به بد اقبالی خانه اقبال در صبحی تعطیل ، ابری و ساکت ،  بی پناه و در حرکتی غافلگیرانه فروریخت!

ساختمان ،  با وجود ارزش تاریخیِ بسیار  ،  که در شناسایی هویت فرهنگی شهر نقش بسزایی داشت ، با اینکه پیگیری‌های زیادی از سمت کنشگران و دوست داران میراث فرهنگی ،  انجام شده بود ثبت ملی نشد  و با وجود اینکه هنوز چشم ها در انتظار ثبت ملی این اثر بود ۶ سال پیش مالک بنا بدون هیچگونه مجوزی از نهادهای متولی بخش داخلی بنا را تخریب کرد.  اداره میراث فرهنگی برای احیای تن زخمی بنا وارد عمل شد و مالک را مجاز به ساخت به شرط حفظ پوسته اصلی بنا کرد. بدیهی است که مالک خواستار انتفاع از ملک خود می باشد و باز از بدیهیات است که متولیان مدیریت شهری و میراث فرهنگی باید با سیاست گذاری های درست و هوشمندانه منفعت مالک و شهر را با هم در نظر بگیرند.
مالک با علم به شرایط مجوز با نصب بنر و اعلام ساخت با شرایط مجوزهای صادره از اداره میراث فرهنگی و شهرداری ،  بنا را پشت پرده ها پنهان نمود.
حالا اما بعد از شش سال پرده ها بر افتاد و بنا فریاد فروریختن سر داد تا شاید آخرین فریاد در عمق این سکوت ، به گوش متولیان برسد و سوال های زیادِ دوست داران میراث فرهنگی  ،  که پاسخی به آنها داده نشده ، جوابی روشن بیابند:
۱- چرا با وجود اینکه ساختمان هتل تاریخی تهران قدمت بیشتری از ساختمان قندچیان و ساختمان بانک ملی مرکزی داشت ثبت ملی نشد؟!
۲- چرا در مدت ۶ سالِ گذشته از صدور مجوز ساخت ،  نظارت و پیگیری به این مهم صورت نگرفت؟!
۳- و حالا که پرده از تنِ مجروح و بی جانِ  بخشی از هویت مهم شهر برداشته شده ، چه مرهمی برای زنده کردن و نفس دوباره آن دارید ؟! برای جلوگیری از اتفاق های آسیب زننده‌ به هویت شهر اگر واکنش قاطع و اصولی صورت نگیرد ، چه تضمینی هست که فرصت طلبانی که به دنبال کسب سود بیشتر هستند با نسخه  مصلحت و انتفاع به هر روشی ، اتفاق های اینچنینی را  به رویه و عادتی غلط تبدیل نکنند؟!
هر چند که  مرمت این بنا ، به فرضِ ممکن بودن بازسازیِ عین به عینِ  آن ، جدا از مسائل فنی و معماری ، دیرینگی و کهن بودن را ، که ارزش اصلی هر اثر تاریخی  است ،  به بنا باز نمی گرداند .

باشد که روزی نه چندان دیر در سایه سیاستهای مدبرانه ،  شاهد بالندگی هویت شهری باشیم ،  که در تن خود ،  زخم های بی‌تدبیری کم ندارد…