- کد خبر: 1636
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو اخبار, اجتماعی, بندرانزلی, فرهنگی و هنری, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۹۹
شام آخربه روایت سامی
همه ما مثل هستیم ، قهوه بخوریم؟!

خزر انزلی – شیرین سامی بازیگر شناخته شده تیاتر گیلان است اما صاحب تجربه در تدریس، کارگردانی و نمایشنامه نویسی نیز هست. اگرچه به گفته خودش برای نوشتن بسیار وسواس داشته و سالیان بسیاری را صرف آموختنش کرده اما حدود دو سال است که قلمی هایش را عیان می کند.
سامی در تازه ترین کارش شام آخری برای تماشاچی تدارک دیده که می خواهد نانِ گذشت را تقسیم کند. وی پیش از این گفته بود تابلو شام آخر داوینچی از آثار هنری مورد علاقه اش است تابلویی که پیامش برای او همیشه مهرورزی ، به رغم اطلاع از بی مهری ها است!
تابلو داوینچی نابغه سرشار اسرار است و کدهایی برای کشف و شهود؛ سامی نیز به تاسی از اثر محبوبش، در لایه درونی کار زیر پوسته طنزهای نمکین موقعیت و پیش فرض ذهنی مخاطب از مثل قدیمی مرد و زن دعوا کنند و ابلهان باور، به ظرافت حرفهایش را گنجانده حرفهای نویسنده که از درون صلحگرا و خسته از دنیای پرمجادله امروز بر آمده و صحه براین دارد که ما مسیح معصوم نیستیم ما مثل هم هستیم با لغزش ها، پنهان کاری ها ، تعلق خاطرها ، مهرطلبی و مهرورزی مشابه، پس لطفا قدری آرام تر !

از نکات برجسته و درخور اعتنای نمایش ،”بی نام” بودن شخصیتها، طی پنجاه دقیقه اجرا به رغم تمام مخاطب قرار دادن های دو به دو در دیالوگهاست. این یعنی کسانی که به تماشایشان نشسته ایم می توانند ادموند، آنی، فریدون ، پریسا و من و شمای مخاطب باشند همه ی ما که مثل هم هستیم با تمام اشتراکها و افتراق هایمان.
در ظاهر امر مردهای نمایش متهمان اولند اما طراحی هوشمندانه لباس هر دو مرد در ترکیب سیاه و سفید در نهایت خاکستری بودن ذات همه ما را نشان می دهد خوب مطلق و بد مطلق نداریم با اینکه می دانیم اخلاقیات هرگز نسبی نیست. اما در تقابل با لباس مردان،حضوررنگ در طراحی لباس زنان شاید کدی باشد که در نهایت نشان می دهد، زود قضاوت نکنیم… اندکی تامل باید!
اما سامی هوشمندانه از یکی دیگر از رازهای تابلو داوینچی الهام گرفته است.می گویند در شام آخر داوینچی نوزادی قنداق پیچ شده در تصویر یهودا پنهان است، کودکان از دیرباز تا امروز عزیزترین نشانه ی قداستند سرنوشت این کودک نامتولد با جمله ی طلایی « اینجا همه از هم انتقام میگرند» زنهاری برای معصومیت از دست رفته است که باید بفکر نجات آن بود.
در این نمایش با شخصیتی مرموز که یک مدیوم یا واسطه جهان غیب و حضور است، روبرو هستیم به زعم نگارنده ،های های گریه اوکه از حقیقتی پنهان آگاه است، بزرگنمایی همان حرمان لطیفی ست که در شام آخر در چهره مسیح و مریم مجدلیه شاهدیم ؛ از نقاط عطف نمایش ست . که همان اعتراض بلندِ به کجا چنین شتابان گوی ِخطاب به انسان امروز و خویشخواهی های بی مرزش است!

آیا دروغ گفتن نشانه دوستی است یا آنکه دروغگویی نشانه عشق است ، آیا می توانیم هم را ببخشیم؟ راستی مرز این بخشش تا کجاست؟ کدام آراممان می کند هر راست نشاید گفت، انتقام، خوف از انتقام ، خود را به نادانی زدن یا شاید گفتگو کردن ؟ پاسخ اینها در شام آخر سامی است.
شامی که صبحش می تواند متفاوت از معنایی باشد که شام آخر به ذهنهای ما متبادر می سازد فقط حواستان باشد نمایش پیش از استقرار کامل شما بر صندلی آغاز میشود ، لحظه را از دست ندهید درست مثل تمامی لحظاتی که در جریان زندگی هستند و نیستند. حواستان باشد در تماشای این تیاتر، شما با تیمی منسجم و مسلط طرفید که بازی متقابلی را با من و شمای تماشاچی دارند.
پایان پیام/9701/لیـلا مســروری