- کد خبر: 162
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو اخبار, اسلاید, فرهنگی و هنری, گزیده اخبار, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۹ شهریور ۱۳۹۹
کربلا را با غبار کهنگی چه کار؟!

خزر انزلی – خون حسین نه بر خاک که بر آسمان پاشیده شد ، مگر سرخی شفق گواه این حقیقت نیست؟
عاشورا حرکتی آگاهانه در راه رهایی است.
کربلا،آزمون دادخواهی و عدالت گستری است و این حسین است که در برابر دنیای همه یزیدها ایستاده است.
حسین آمده تا زمینه حیات طیبه را در زمین خشکیده انسانیت فراهم آورد و بارانی باشد بر کویر دل های سوخته .
حسین آمده؛ با مرگی زندگی آفرین، تا آدمی امکان پاک زیستن را بیابد. حسین آمده تا دیوارهای بردگی یزید را فرو ریزد و پنجره ای بگشاید به آسمان بندگی خدا تا پلی بزند به آبی بی کران عشق. کربلا را با غبار کهنگی چه کار؟ که عاشورا آیینه زار جلوه جلال و جمال خداست…
و کربلا،یک تکه از جغرافیای زمین، عاشورا، یک گوشه از گذشت زمان نیست تا در اوراق تاریخ گم شود و هر از چند گاهی دستی آن را ورق بزند یا شاعری آن را بسراید یا مرثیه خوانی آن را به عزا بنشیند ؛ کربلا، نماد همه تاریخ، و عاشورا، آرزوی همه زمان هاست.
چرا محرم ما را به خود می خواند؟! گویا فریادی ست که حسین برسر همه تاریخ کشیده است.فریادی که هنوز گوش ها را می نوازد و دل ها را می لرزاند.
محرم، ماه عزا نیست؛ ماه حماسه است.
خورشید عاشورا، شاهد به خاک افتادن مردانی بود که آسمانیان بر آنان رشک می بردند.
حسین ،حج را نیمه تمام واگذاشت تا آن را در کربلا به پایان برد؛ پایانی سرخ تر از غروب خورشید. این است که حج حسین، کامل ترین حج تاریخ است.
«اگر با حسین در کربلا نباشی، هر کجا که می خواهی باش؛ چه به نماز ایستاده باشی ،چه به شراب نشسته، چه تفاوت؟»
حسین،مطلوب انسان و انسان مطلوب است؛ نمونه ای برای همه زمان ها و همه نسل ها…