در پاسداشت یاد روز انعقاد کنوانسیون رامسر

که همین دوست داشتن زیباست

انزلــی فــردا- لیـــلا مســـروری

ارج نهیم، مدیریت کنیم، احیا کنیم، دوست بداریم این شعار امسال روز جهانی تالابهاست. یادروز انعقاد  پیمان نامه مترقی جهانی که نامی ایرانی دارد: کنوانسیون رامسر!

شما که غریبه نیستید، دیرزمانی است به این نتیجه رسیدم میان عناوینی که آدمی روی خودش می گذارد مثل فعال فلان، کنشگر بهمان از همه با مسمی­ تر و خوشتر  همان دوستدار بودن است. پس خرسندی ام را از شعار امسال آشکارا بیان می کنم!

وقتی چیزی یا کسی را دوست داری یعنی خیلی شخصی و عمیق به آن تعلق خاطر داری؛ خاطرش را می خواهی! خاطرخواه که باشی برای مقصود، که همانا حفظ رضایت و نزدیکی به مطلوب ِ محبوب است،هرکاری می کنی!

شاید دیگران فکر کنند خودت را به زحمت میندازی، ولی برای تو کمال لذت و عین رحمت است. وقتی حقیقتا چیزی را دوست داشته باشی آن را نه برای خودت، که برای خودش می خواهی!

وقتی تالاب را دوست داشته باشی، به قوانینش احترام میگذاری: به قانون آب، قانون هوا، قانون خاک! وقتی تالاب را دوست داشته باشی به ارتباطاتش احترام می گذاری: ارتباط با آب، ارتباط با هوا، ارتباط با خاک، ارتباط با جنگل، ارتباط با ریزترین و نادیدنی زیستمندش تا یک به یک پرندگان و موجودات همجوارش و حتی به آن ارتباط نادیدنی، بی مرز اما پرنفوذ محیط زیستی اش، احترام میگذاری.

 لازم نیست فیزیکدان و فیزیکخوان باشی و اثر پروانه ای را بشناسی، اگر تالاب را دوست داشته باشی می دانی در قاموس عناصر طبیعت، من و تو و دویی نیست؛ در حقیقت تالاب انزلی و تالاب بختگان یک پیکرند و رنجور میشوند از درد هم! پس دلشوره ی شیرین ِ بختِ بختگان راهم داری. می بینی! دوست داشتن همینقدر قلبت را وسیع می کند!

دوست داشتن، تو را ملایم و مصر در هیات یک حافظ و نگهبان، تثبیت می کند. آنقدر که وقتی دلت هوای بیسکوئیت کرد، به پوسته ی پسماندش فکر می کنی! آنقدر که وقتی زبانت خشک از تشنگی است اما قمقه آب همراه نداری صبر می کنی و بی پروا به اولین فروشگاه نمی روی تا  برای جرعه ای آب یک بطری پلاستیکی به مجموع پسماندها بیفزایی.

شایدهم جلوی قفسه خرید بایستی نگاه کنی که آیا می توانی انتخاب ناگزیری داشته باشی که دست کم قابلیت بازیابی، بازمصرف و بازیافت داشته باشد؟! سختگیرانه است؟ نه! چون عشق حرم باشد سهلست بیابانها!

وقتی تالاب را دوست داری، تسلیم مُد و ترند نمی شوی! وقتی تالاب را دوست داری به چرخه انرژی در منزلت می اندیشی و می دانی احترام، مدیریت، احیا از منزل تو ازدرون ذهن تو آغاز میشود!

وقتی تالاب را دوستت داری نسبت به حجم پساب و آب خاکستری و آب پنهان حساس میشوی! وقتی تالاب را دوست داری بخاطرش می آموزی و می آموزانی! وقتی تالاب را دوست داری مطالعه می کنی! تسلیم هر توصیه شبه علمی نمی شوی! وقتی تالاب را دوست داری پای علاقه ات می مانی از آن دفاع  و حمایت می کنی و برای حقش تلاش می کنی!

چندی قبل دانشجویی در تکمیل پایان­ نامه اش از من پرسید دورنمای من از تالاب انزلی چیست؟ ومن گفتم: در دورنمای من، ما مردمانیم بافکرتریم! ما قاعده ­مند و قانونمندتر، متعهدتر و مسئولتریم! بنظرم باید برایش پیام تکمیلی بفرستم: آری آغاز دوست داشتن است/گرچه پایان راه ناپیداست/ من به پایان دگر نیندیشم/ که همین دوست داشتن زیباست!