- کد خبر: 2531
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو, اجتماعی, اسلاید, فرهنگی و هنری, گیلان, ویژه, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۹ بهمن ۱۴۰۰
به بهانه گشایش مرکز انزلی پژوهی طویلی
سده تماشایی بندرانزلی با برافروختن مشعل دانایی

انزلی فــردا- لیــلا مســروری
آدمهای دنیای امروز معادلات پیچیده و پرگرهی دارند؛ آدمهایی که تعبیرشان از دستاورد و دستیابی،گاه آنقدر آرمانگرایانه است که به بی منطقی پهلو می زند؛ اما در میان همین آدمها در همین دنیای عجیب، کسانی هم هستند که از “هم بقدر تشنگی باید چشید”، از ” تویکی نه ای هزاری”، از ” خود راه بگویدت که چون باید رفت” می گویند!
کسانی که بهانه هایشان کمتر و گامهایشان محکمتر است، کسانی که به جای جایگاه یافتن به درجا نماندن، فکر می کنند و باور کنیم از خوبی همین دنیای عجیب این است که این آدمها در مسیر، هم را پیدا می کنند و خوبتر اینکه همراه، راه را کوتاه می کند!
می گویند از آغاز کلمه بود، کلمه نه آغاز راه که بستر حرکت شد. بر بستر کلمات اهالی توهم بخوان، پویش جمع آوری در بطری، بازیافت کاغذ همدیگر را پیدا کردند و دیدند که کلمات مشترک بسیاری باهم دارند!
رویای شهر بی زباله صفورا غله زاری، چشم انداز پایداری توسعه در افق نگاه اعضای انجمن طرفداران توسعه انزلی ، رویداد توهم بخوان آرمین صافدل، دغدغه دیرباز امین حق ره در شناخت و پاسداشت مشاهیر شهر و داشته هایش؛ جملگی بر گرد ِ محبوبی بنام بندرانزلی و ارتقا آن همراه تمام دوستداران همدل و همپای این شهرکه با هر مهارت و امکانی در اختیارشان، کنار هم قرار گرفتند از بوته سعی و خطاها گذشتند و بهتر از بلور بارفتن متجلی شدند!
اراده جمعی راه بر بهانه جویی بست. بجای آنکه منتظر احداث ساختمانی با ابعاد فلان و مجهز به بهمان بمانند با آنچه میشد مامنی تازه ساختند تا بار دیگر سخن حضرت سعدی محقق شود که خجل آن کس که رفت و کار نساخت!
حالا بجای لیست داشتیم داشتیم ها، اولین دارم دارم، در فصلی نو تیک خورده است! موزه مردم شناسی، فرهنگ سرا، بازتعریف مراکز داد وستد شهر ، غبارزدایی از شناسنامه و نشانه های اصلی شهر چون مناره و پل وعمارتهای مهجور نگاه داشته شده، احیا و دمیدن نفس به بی رمقیِ مظاهر و موهبتهای طبیعی شهر وبسیار چیزهای دیگر منتظرند تا این تیک ِ امید بخش کنارشان بنشیند!
شاید عزیز طویلی روایتگر مشتاق تازیخ شفاهی شهرمان گمان نمی کرد تلاشش سلسله جنبان روشنای مشعلی برای دانایی شود که اتاق یادبودش انگیزه تلاشگری، اتاق مطالعه اش کنج دلخواهان مشتاقان خواندن و دانستن ، فضای کارگاهش بهانه بهم و ازهم آموختن و انبار کاغذش یادآور انکه “هان تا سر رشته خرد گم نکنی” و مخزن کتابش فرصت تنفس میان کلمات باشد جایی که نوری از جوف کتابها می گوید:« زندگی را شعله باید برفروزنده، شعله ها را هیمه سوزنده جنگلی هستی تو ای انسان، جان تو خدمتگر آتش، سربلند و سبزباش، ای جنگل انسان!» سربلند و سبز باد جان بنیانگزاران مرکز انزلی پژوهی طویلی و تمام آنها که نهال اگاهی می کارند!