- کد خبر: 2536
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو, اجتماعی, اسلاید, ایران و جهان, فرهنگی و هنری, گزارش, گزیده اخبار, گیلان
- تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۴۰۰
تجلی آرمانهای انقلاب اسلامی معیارست
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید

انزلـی فــردا- لیـــلا مســـروری
تک شماره روزنامه اطلاعات در دوازدهم بهمن ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت، تیتری بیاد ماندنی زد! تیتری که نه فقط در شماره 15774 روزنامه اطلاعات، که در حافظه تاریخی ملتی ثبت شد تیتری با درشت ترین درجه قلم ممکن، تیتری با سادهترین کلمات اما ماندگارترین:« امام آمد»
آن لحظه تاریخی را روزنامه اطلاعات ذیل تیترش چنین ثبت کرد: « پس از پانزده سال در ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه صبح امروز پای امام خمینی به خاک وطن رسید.» اینک چهل و سه سال، از آن روزها می گذرد!
پیروزی همیشه شیرین است و هرچه جمع پیروزمندان بزرگتر باشد، شهد شیرینی موثر و مانا تر! جنسش از آن جنس است که می گویند: خواستیم و شد! خواستن توانستن ست!
این ویژگی بارزِ اراده حضرت حق است که « کن، فیکون» لذا انسان هرگاه خواستش محقق میشود، گویی آن بخش فطری اش که ودیعه الوهیت است، می درخشد و خلیفه الله بودنش متبلور میشود! پس خشنودی اش ورای وصف است و شایسته جشن!
درجواب یک ندا خلقی آمد به خروش
انقلاب هم ریشه قلب به معنای دگرگونی است. به معنای تحول است به معنای نوساخته هایی برخاسته و بر ساخته از هرآنچه انقلابی و منسوب به انقلابش می دانیم.
آنچنان که انقلاب های طبیعت چنین است؛ زمین و حرکتش را درنظر بگیرید! پدیده نجومی بنام انقلاب تابستانه و انقلاب زمستانه را در ذهن مرور کنید، که چگونه تغییر طول روز و شب ، بر تمام سبک زیستی جماد و نبات و هرآنچه زیستمندانِ کره خاک می خوانیمشان، تاثیر می گذارد؛ وقوع انقلابهای بشری نیز در پهنه سرزمینی محل وقوعش چنین است و حتی بر مدل تعامل و ارتباط آن سرزمین با سایر دول و کشورها هم تاثیر دارد!
حال هرچه پشتوانه انقلابی، خِرَد و خاستگاه مردمی باشد، حفظ آن آرمانهایی که ملتی بدان سبب خروشید، در رهگذر زمان، مهمتر است.
برای اینکه اصالتش حفظ شود، و برای اینکه منزلت آرمانهایِ درستِ انقلابی مبری از سلایق بماند، اندیشه های ژرف و پاسبانانی دلسوز و مقاوم نسبت به زخارف دنیوی و دفعتی، می طلبد!
بهمن یکهزار و چهارصد آغاز تا انجامش زلف گره کرده به اعیاد ملی و مذهبی مهم در نزد ماست، بهمنی که بنام نامی بانوی آب و آیینه زهرای مرضیه و روزعزیز مادر اغاز میشود و دهه خاطره ساز فجر را در برگرفته و در روزهای پایانی با ولادت حضرت علی عالی اعلا ، مرد مردستانِ عدالت و حکومت و روز حرمت داری پدر، به انجام نزدیک میشود.
حضرت امیرالمونین علی که برترین درودهای خداوند بر او باد، در آن زمانه ی غریب حجاز، حکومت داریِ عادلانه اش خود مصداقِ رفتاری انقلابی بود.
آنگاه که بیت المال را امانت عزیزی می دید که بقدر سوی چراغ ، خرج شخصی خود نمی کردش و به رغم تمام اعتقاد به صله رحم، برادر را بر مردم، در تسهیم عدالت رجحان نمی داد! و اینکه اجرای عدالت موجب خصومت شخصی دیگران با او شود را، وقعی نمی نهاد. آنقدر که بقول شاعر :« نمی گویم یدالله را عدو کشت/ همی گویم علی را عدل او کشت»
حضرت امیر در خطبه یکصد و سی و یکم نهج البلاغه معروف به خطبه منبریه که در کوفه ایراد شد، می فرمایند:« ای مردم غوطه در اختلاف! ای دل های پراکنده ازهم! ای مردمی که بدن هایشان حاضر ولی عقل هایشان غایب است! هرچه شما را به سوی حق می کشانم، شما از آن فرار می کنید؛ مانند بزغاله ای که از صدای غرش شیر می گریزد.
من بوسیله شما نمی توانم ظلمت را از چهره عدالت برطرف سازم یا کجی برحق قرار گرفته را، راست کنم (639)
پروردگارا ! تو می دانی که اقدام ما برای بدست آوردن حکومت، نه برای تلاش و رقابت در میدان سلطه گری بوده و نه برای خواستن زیادتی از مال دنیا؛ بلکه هدف ما ورود به نشانه های دین تو و اظهار اصلاح در شهرهای تو بوده است، تا بندگان ستمدیده تو امنیت یابند و آن کیفرها و احکام تو که از اجر باز ایستاده است، به جریان بیفتد.(640)
پروردگارا! من اولین کسی هستم که به سوی تو برگشته و حق را شنیده و آن را پذیرفته ام. کسی در نماز خواندن از من سبقت نگرفته است؛ مگر رسول خدا و شما دانسته اید که نباید یک انسان بخیل، برناموس، جان، مال، احکام ِمردم، حکومت داشته باشد؛ که به اموال آنان حریص باشد و نباید شئون حیاتی مسلمانان به ولایت جاهل واگذار شود، که آنان را با نادانی خود گمراه سازد.
و نباید حاکم مسلمانان، ستمکار باشد که آنان را از روی ظلم، از حقوق خویش محروم کند و نباید ولایت مسلمانان به کسی سپرده شود که در ادای حقوق ها کوتاهی و بعضی را بر بعضی دیگر، ترجیح بدهد.
و نباید زمامداری مسلمانان را در اختیار کسی قرار دهد که در قضاوت، رشوه بگیرد و حقوق مردم را ضایع کند و آن را چنان که باید ادا نکند و حاکم مسلمانان نباید سنت را متوقف سازد و امت اسلامی را از این راه به هلاکت بیندازد.(641)»
مسلما بیان صریح و بی تعارف حضرت علی(ع) که خود عامل به گفتار است، حجت را بر همه تمام می کند و آینه ای است که هرکسی می تواند در تمام ادوار تاریخ خود را در آن بنگرد و اصلاح کند .
ولی سوال اینجاست ما درآستانه چهل و چهارسالگی انقلاب اسلامی مان چقدر توانسته ایم آرمانهایمان را بیدار نگه داریم؟چقدر توانسته ایم در انتقال پیامی که روزی بخاطرش انقلاب شد و خونهای بسیاری ریخته شد، به نسلی که نه معمار انقلاب را دیده، نه دفاع مقدس را لمس کرده ، موفق عمل کنیم!؟
بوی نسل شقایق پیچید
آنچه می تواند گسست بین نسلها را به حداقل رسانده و پلی محکم بین شان باشد،زبان مشترک فرهنگ است.برای بچه های دهه شصت، مدرسه ها اولین پایگاهی بود که به بهانه جشن های درون مدرسه ای و جشنواره های دانش آموزی دهه فجر، امور مهمی بصورت غیررسمی شکل می گرفت: هدایت وشکوفایی استعدادهای هنری بچه ها در قالب آفرینش های هنری، ادبی، تجسمی، نمایشی و استعدادهای ورزشی و هوش بدنی – حرکتی آنها و رقابتهای کتابخوانی و …، تقویت مسئولیت پذیری و بهبود مناسبات اجتماعی، تمرین کار تیمی در کنار گفتگوهایی که پیرامون چرایی شکل گیری نهضت امام خمینی بود، یا گفتگو پیرامون آنچه در جبهه ها روی میداد!
این نشاط و هیجان بواسطه بچه ها وارد ساختار خانواده ها هم میشد و تازه به یاد داشته باشیم بدلیل برخی اعمال سلیقه های افراطی، حال و هوای مدارس آن زمان خیلی مناسب روحیات کودکان و نوجوانان نبود؛ که از مشهورترین موارد آن تجویز رنگهای تیره برای پوشش کودکان و نوجوانان دانش آموز بود. و هنوز این سوال باقی است که چطور رنگی که در اسلام برای بزرگسالان مکروه است،صواب ِ مصوب دخترکان و پسرکانی بود که به حد کافی تحت تاثیر شرایط ناشی از جنگ و دفاع مقدس ،در تنش بودند!
شاید اولین بذرهای گسست نسلها با همین کج سلیقگی ها کاشته شد و آن بادی که کاشتند، به درو طوفانی انجامیده که این روزها شاهدیم! با این وصف آن ده روز جشن آنقدر اصالت داشت که می توانست بر حقیقتِ انقلاب، در کنج ذهن و قلب همان دانش آموزان، نور و سرور بتاباند! نوری که از دولتیِ وجود مردان بی ادعای دوران بود!
از دهه فجرهای دانش آموزی که می گویی در ذهنت هم خوانی های صمیمانه سرود های حماسی سال 57 و اوایل انقلاب جان می گیرد:
« به لاله در خون خفته… شهید دست از جان شسته» ،« بازو به بازو صف به صف، ما اهنین چنگیم…سنگر به سنگر جان به کف آماده جنگیم» ، «درفش سبز قرآن را در اوج آن برافرازیم…اگر جلاد بی ایمان بخواهد خون ما ریزد…من و یاران بهم سازیم و بنیادش براندازیم» «الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله» « به آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می کنند بهاران خجسته باد» «جان زتن رفته باز سوی تن آمد رهبر محبوب خلق از سفر آمد»
این سرودها مصداقِ همان زبان فرهنگی ست؛ پل فرهنگی نسل انقلابگر با آنان که شاید در سالهای مبارزه هنوز بدنیا نیامده بودند! اصلا ماجرای تولید همین سرودهای انقلابی پیام قشنگی و آموزنده ای دارد. وقتی دراوج پیروزی انقلاب همه چیز و همه جا تعطیل و نیمه تعطیل بود؛ هنرمندان ازادیخواه داوطلبانه و با عشق فارغ از ما و منیت ( آنچنان که نمی دانیم بسیاری از این سرودها را چه کسی سُرایید، چه کسی ملودی اش را ساخت و چه کسی تنظیمش کرد) از سر باور و انگیزه، محصول دلی تولید و عرضه میکردند.
و اثر و مخاطب هم را می جستند و باب مفاهمه باز بود چون هنوز دست مصادره به مطلوب کن، در آستین بود و مرزهای خودی و نخودی و بیخودی را بین آدمها نمی کشید!
از حریم داری تا حریم دَری
حسین صدیق نژاد را بسیاری از سالهای فعالیتش در فرمانداری انزلی بخاطر دارند. کسی که این روزها پس از بازنشست شدن از خدمت اداری، نانوایی برکت را دارد.
اولین نانوایی که کتابخانه و نیمکتی برای ترغیب به مطالعه داشت، اولین نانوایی که زمان شروع فعالیتش کیسه های پارچه ای به مراجعان داد، تا نان را با کیسه پلاستیکی به منزل نبرند.
این مثالها خود مبین روحیه فرهنگی اوست؛ بماند که سوابق فرهنگی، مبارزاتی و مذهبی روشنی دارد. اما شاید کمتر کسی بداند که او از بدو استخدام در سال 1353 تا پایان دفاع مقدس و بعدتر سال 1370در نیروی هوایی بود و پس از آن متعاقب شرایطی به وزارت کشور منتقل شد تا در شهرزادگاهش باشد.
سابقه مبارزات انقلابی اش به همان دوران حضور در نیروی هوایی بر می گردد و بعدتر روزهای پیروزی و پس از آن جبه های جنگ ! صدیق نژاد به انزلی فردا می گوید: ما بدنبال آرمانهای آزادیخواهانه امام و استقلال هویتی بودیم و مبارزه می کردیم!
او در پاسخ به این سوال انزلی فردا پیرامون تفاوت آن نسلِ انقلابی با نسل امروز و آنچه سبب شکاف بینِ آن نسل، که یقین محض بود و این نسل، که تشکیک می کند و بدنبال اقناع است، می گوید: ما یک خصیصه خوبی در گذشته ها داشتیم و آن حریم داری بود.ما در تمام زمینه ها حریمدار بودیم، در خانه در جامعه، از بزرگانمان تا کوچکترها.
مشکل از زمانی شروع شد که الف حریم داری را گم کردیم و امروز در همه چیز بیپروا حریم دَری می کنیم! گاه عامدانه وگاهی از سر نادانی . حال هرچه مدعی تر باشیم تاثیر سو حریم دَری ما بر پیرامون و دیگرانی که نگاهشان به ماست، بیشتر خواهد بود!
صدیق نژاد می افزاید: موضوع بعدی این است که ما کار فرهنگی بلد نیستم. گاه حتی کار تبلیغی را کار فرهنگی محسوب می کنیم و این نابلدی تا به آنجاست که اغلب حتی در تبلیغ مان هم به بیراهه رفته و آنچه بروز میدهیم در لایه عمیق تر یک ضد تبلیغ است. که شوربختانه این نابلدی رفتار فرهنگی و آن حریم دَری تاثیر سو یکدیگر را تقویت می کنند!
او با بیان مثالی چنین توضیح میدهد:بهترین نوع آب به آسیاب دشمن ریختن دفاع بد است. هنوز ازیاد نمی برم سالها قبل در مجلسی عزیزی بی محابا هرچه در تخیل داشت به نیروی هوایی گذشته نسبت می داد؛ بی آنکه حتی آن فضا را درک کرده باشد، حال آنکه ما باید از واقعیتها بگوییم؛ نوزده بهمن روز نیروی هوایی به چه سبب در قلب دهه فجر جای گرفته است؟!
صدیق نژاد تصریح می کند: ما باید دربرابر خداوند پاسخگو باشیم. من خود خاطرات بسیاری دارم که یکی از آنها مربوط به خلبان جدی است.
در دوره پیش از انقلاب که برخی از خلبانانی که برای دوره آموزشی به امریکا می رفتند گاه همسر امریکایی اختیار می کردند. یکی از آنها فرمانده پایگاه هوایی بوشهر خلبان جدی بود. که به همین سبب هم پس از انقلاب پاکسازی شد. بخاطر دارم به محض شروع جنگ به درب پایگاه هوایی آمد و درخواست ورود داشت.
ممانعت شد و خلاصه هیاهویی بود. آن زمان من هم در گروه ضربت پایگاه بودم. همراه فرمانده گروه ضربت که از همافران بود، به درب پایگاه رفتیم که ماجرا چیست؟ گفت من شنیده ام به کشورمان تعرض شده و در جنگیم، این کشور برای تربیت من هزینه کرده است، امده ام که اجازه بگیرم و از مرزهای کشورم دفاع کنم!
خوب قوانین نظامی اجازه ی موافقت نمیداد؛ نهایتا در تماسی با شهید فکوری او خود مسئولیت کار را پذیرفت و به خلبان جدی اذن دخول و پوشیدن لباس داد.
صدیق نژاد می گوید: من خود شاهدم با اینکه مقررات نظامی نیروی هوایی اجازه بیش از دو پرواز در روز را نمی دهد، او به همقطارانش می گفت من مدتی آن بیرون در استراحت بودم شما بیشتر استراحت کنید و به جای همکارانش پرواز می کرد. گاه تا پنج پرواز در روز و سرانجام هم در راه آرمانش و دفاع از میهن اسلامی به درجه شهادت نایل شد.
او در پاسخ به انزلی فردا در مورد تعریفش از کار فرهنگی می گوید: کار فرهنگی درست و موثر باید بتواند تغییر ایجاد کند. والا صرفا انجام و تکرار طوطی وار یکسری ادا است. کار فرهنگی یعنی وقتی من در محفل و مجلسی شرکت می کنم دست کم پس از بیست سال بتوانم در مباحثه با دیگران حرف درستی در تبیین عقیده و باورم داشته باشم. برای سوالات نسل های پس از خودم جواب مقتضی امروز داشته باشم تا بتوانم قانعش کنم یا به تفکر و تعمق دعوت کنم!
صدیق نژاد مثالی از یکی از مساجد ریشه دار و قدیمی انزلی آورده و می گوید: برای ادای نماز رفته بودم، دیدم صحبت است که حدود سی نفر از نمازگزاران همیشگی و قدیمی فوت کرده اند و به نوعی جایشان خالی است. به آن دوستان گفتم آیا فکر نمی کنید لازم بود خیلی قبلتر با برنامه های فرهنگی جوانها را جذب می کردید؟
او می افزاید: یادم می آید آن موقع ها که دانش آموز مدرسه ششم بهمن بودم کتابخانه عمومی در خیابان سپه بالای یک مغازه لوبیا فروشی بود و کتابخانه فقط سه فرهنگ لغت داشت.
وقتی در درس و انشا نیاز به فرهنگ لغت بود، باید صف می ماندیم تا نوبت به ما برسد و بتوانیم دقایقی از کتاب استفاده کنیم. اما این روزها با ابزارها و فضای اینترنت بچه ها می توانند در لحظه صحت و سقم سخن گوینده را جستجو کنند. پس انها که می خواهند کار فرهنگی کنند باید دانش خود را به روز کرده و به اطلاعات درست در حوزه دین و معرفت و جریان شناسی انقلاب اسلامی و آرمانهای آن ، مجهز باشند.
و باز تاکید می کنم باید برای امروزه روز، پاسخ داشته باشیم! لذا دستگاههای متولی فرهنگ از جمله صدا و سیما باید مداقه بیشتری کنند تا برای جذب پول به شیوه هایی که زمانی مورد انتقاد بود، بازنگردیم؛ بخصوص که این روزها مردم دغدغه معیشت دارند!
تعریفهدف وپایشبرنامه
جعفر عباسی غریب را شاید اغلب بعنوان مسئول روابط عمومی فرمانداری انزلی می شناسند. اما او کسی ست از نوجوانی شوق کارهای فرهنگی داشت و در عرصه اجتماعی فعال بود و خود آن شور وشوق روزهای انقلاب را دریافته است. در عین حال قدیمی ترین چهره شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستان بندرانزلی و از پیش کسوتان رسانه و روزنامه نگاری شهرمان ست.
وقتی از عباسی غریب پیرامون شرایط امروز حاکم بر حرکتهای فرهنگی جویا میشویم به انزلی فردا می گوید: باید بپذیریم که در بحث فرهنگی یک تقسیم بندی کاری یا یک اولویت بندی درست و کارشناسی شده، نداریم.
او چنین توضیح می دهد: هرازگاه بر اساس سلیقه مجموعه ای که به نوعی متولیِ موضوعی قرار می گیرد، همگی خیلی دفعتی و طوفانی شروع می کنیم یک حرکت گسترده ولی با ژرفای کم و برنامه ریزی ضعیف را در پیش گرفتن؛ گویی فقط نوعی تخلیه یا انجام تکلیف- اگر نگوییم رفع تکلیف- است!
عباسی غریب تصریح می کند: مهمتر اینکه پایش و ارزیابی هم نمی کنیم، که ببینیم چقدر موفق بوده ایم؟ دامنه تاثیر آن چقدر بوده است؟
در ادامه چه روندی را در پیش بگیریم بهتر است؟ در ارتباط با گروه هدف و تقویت و تحکیم روابط بین نسلی به مقصود تعریف شده، چقدر نزدیک شدیم؟
کجا باید شناختمان را بیشتر کنیم؟ و سوالاتی از این دست که ما را از آشفتگی عمل و در ورطه تکرار افتادن دور کرده، و در مدار آن معیارهای اصلیِ آرمان هامان، نگه دارد.
عضو پیش کسوت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بندرانزلی به انزلی فردا می گوید: ما متاسفانه در شاخص بندیِ برنامه هامان دچار ضعف هستیم . وقتی این شاخص ها تعریف و تبیین نشود، از سوی گروه هدف در معرض ریزش عاطفی قرارمی گیریم. یعنی مخاطبان اصلی را دلخور می کنیم در نتیجه جامعه ای که قرار است از این حرکت فرهنگی پیامی را دریافت کند، پیام درست را دریافت نمی کند!
لذا مهم است روشن کنیم شاخصه های اصلی هر برنامه ای چیست و چه چیزی را قرار است به مخاطب انتقال دهد، که لازمه آن این است که متولیان و مجریان خود افراد فرهنگی باشند با همان دامنه ی تعریفی وسیعی که برای فرهنگ، متصور هستیم.
وی در ادامه در نقدی بی تعارف تصریح می کند: برخی از کارها شاید در صورت ِ امر، جنبه فرهنگی داشته باشد و مجریانش آن را جاذب بدانند؛ اما در عمل چون همه جانبه نگری لازم را ندارد و شاخصه های چگونگی انتقال موثر پیام و ارتباط مخاطب را لحاظ نکرده ، نه تنها جذب ندارد که دافعه ایجاد می کند که نمونه آن شیوه برگزاری امسال ِ تجمع فاطمیه بود که یک نیت خوب زیر سایه یک مدل ِ عملکردی ناصحیح ، توفیقی که باید، نیافت!
عباسی غریب می گوید: این بی برنامگی نه فقط در برنامه های مذهبی ماست، بلکه به نوعی زیر پوست بسیاری از حرکتهای فرهنگی ما دویده است. مثل حرکت بسیار خوب معرفی چهره های ماندگار که چندسالی است به محاق رفته و نه کسی از آن خبری می دهد و نه خبری می گیرد، حال آنکه از موثرترین حرکتهای فرهنگی در نزدیک کردن نسلها به هم بود.
وی میگوید: یادمان باشد تفکر دینی از دیرباز در میان مردم ما نهادینه بوده است. مصداق بارز آن اینکه حتی در شهر کوچکی مثل بندرانزلی همیشه در کنار بازارها، مسجد بود: مسجد جامع، مسجد ولیعصر(عج) یا مسجد سرخی، مسجد قائمیه، مسجد گلشن یا حتی پاساژ قدیمی رحیم زاده که شاید قدمتش به دهه چهل یا پنجاه برسد (و امروزه شرایط مطلوبی ندارد) وقتی احداث شد، برایش نمازخانه ای ساخته بودند که به لحاظ متراژ بزرگتر از دهنه مغازه هاست و هنوز کتیبه آن نشان اهمیت موضوع در باور سازندگانش ست!
وی تاکید کرد: اما شاید بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی برخی زیاده گویی ها و زیاده خواهی ها، اصل قضیه را بهم زد؛ که متاسفانه بپای شاخصه ها و الگوهای انقلاب نوشته شد. در حالیکه در مراجعه به گفتار و آرا بزرگان نهضت مان، می بینیم چنین چیزی را رد می کنند. این عدم توجه، آن هویت و روحیه ی لازم را از چهره مراسم مختلف ما سلب می کند. در حالیکه وابستگی مردم درونی و عمیق است و این یک ظرفیت مهم و انکار ناپدیر است.
عباسی غریب در خاتمه با اشاره به اینکه برخی اعمال سلیقه های شخصی و تُندرَوی های عوامل اجرایی در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب، تاثیرات نامطلوب غیر قابل انکاری داشته است و سبب شده در کارهای فرهنگی به جایگاه شایسته نرسیم، می افزاید: باید موقع شناس و مخاطب شناس باشیم، دعواهای فردی و خودخواهی هایمان را کنار بگذاریم. چراکه باعث میشود نسل امروز از فضای سازنده انقلاب فاصله بگیرد. مشکلات معیشتی مردم را نیز مد نظر قرار دهیم و تاکید دارم به شاخصه های اصیل آرمانهای انقلاب و رهنمودهای مقام معظم رهبری برگردیم!
معیار را دریابیم
در پایان این گفتار ، مرور می کنیم فرازی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار تصویری با مردم آذربایجان شرقی در 29 بهمن 1399 را؛ که ایشان فرمودند:« مردم ما هم امروز، از اوایل انقلاب نسبت به این نابسامانیها حسّاسترند. امروز مردم نسبت به فساد حسّاسند، نسبت به فاصلهی طبقاتی حسّاستر از اوّل انقلابند؛ این چیز بدی نیست، این چیز بسیار خوبی است؛ این نشاندهندهی آن است که مردم با آرمانهای انقلاب آشنایند و دنبال آن آرمانهایند، لذا اعتراض میکنند؛ به فساد اعتراض میکنند و هر جایی که مبارزهی با فساد باشد، مردم در آنجاها علاقه نشان میدهند و طرفداری نشان میدهند و دلگرمی نشان میدهند؛ آنجایی که حرکت به سمتِ کمک به مردم ِضعیف باشد، ایجاد عدالت و استقرار عدالت باشد، مردم طرفداری و حمایت نشان میدهند؛ این خیلی مهم است و نشاندهندهی گرایش مردم است؛ همین را باید تقویت کرد.»