- کد خبر: 3119
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو اخبار, اجتماعی, اسلاید, بندرانزلی, گزیده اخبار, ویژه, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۴۰۱
در ماجرای غفلت مان از مقوله فرهنگ

انزلی فردا – هاجر(آزاده) سلیمی شیوائی:این روزها حالمان خوب نیست و آنچه می بینیم و می شنویم، غمگین مان می کند.روزهایی که در تقویمش بی اخلاقی، حرمت شکنی، فحاشی، آتش زدن، شکستن و خشونت ثبت شد.
چه چشمهایی که در این روزها در فراق عزیزی نَگـِریست، چه دلهایی که از بی امنیتی نلرزید و چه اوقاتی که با نامهربانی تلخ نشد! از هتک حرمت به ساحت انسانها، توهین به مقدسات، بی حرمتی به مصحف شریف و مسجد و اماکن مذهبی گرفته، تا آتش زدن پرچم، نماد پرغرور ملی مان. و چقدر حالمان بد است از بد دلی آنان که در احوال این روزهای وطن، نمک خوردند و نمکدان شکستند، از آنان که هم از توبره می خورند و هم از آخور، از آنهایی که بی شرمانه این روزها را فرصت دانسته، تور انداختند تا از آب گل آلود، ماهی بگیرند و از همه آنها که همواره آتش بیار معرکه اند.
من حرف مردمم را از بی عدالتی و شرایط سرسام آور مالی و اقتصادی و رفاهی که عرصه زندگی حتی حداقلی را نیز برای مان تنگ و سخت کرده، می فهمم،از خلف وعده آقایان، از بی مسئولیتی ها، بی تدبیری ها و شرایط ناامید کننده ی موجود،و می گویم بهترین ها همیشه باید و باید از آن همه مردم نجیب و صبور کشورم باشد، تک تک آنها، با هر اعتقاد و اندیشه و زبان و قومیت و … اما می دانم اینها دعواهایی برای داشتن زندگی و زیستنی بهتر نیست.
پس برای چه به این روزها رسیده ایم؟
سوا از همه علت ها و ماجراهای هزار توی اتفاقات اخیر که همه مان می دانیم و این روزها هم زیاد شنیده ایم، به اعتقادم یک راه را خیلی کج رفته ایم و آن مقوله فرهنگ است. سالهای زیادی ست که اشتباه می رویم، از آن زمان که هشدارها و دلسوزی ها شنیده نشد، مسئولانه و متعهدانه به آن نگاه نشد چون اصولا دغدغه اش نبود و متاسفانه به جای تدبیر، تامل و طراحی برنامه های موثر، صرفا به کارهای کلیشه ای تاریخ مصرف گذشته ی رفع تکلیفی بسنده شد.
هر نظامی بدوا بر پایه هایی از عقیده و فکر بنا می شود اما باید قبول کنیم که گذشت زمان و شرایط مختلف ایجاد شده، نسل ها را با دنیای جدیدی مواجه می کند و متعاقبش، ارزشها، هنجارها، آرمان ها و فرهنگ آنها را با پرسش های بسیاری روبرو کرده و یا ممکن است دچار تغییر و تحول کند. به اعتقاد جامعه شناسان اگر در این میان، فرهنگ یک جامعه به پویایی و پختگی لازم و شایسته نرسیده باشد، پیشرفت و توسعۀ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … آن جامعه میسر نخواهد بود. آنهم در شرایط امروز که حوزه نفوذ فرهنگ به همه ابعاد زندگی بشر کشیده شده و ویژگیهای غیرفیزیکی و متمایزکننده انسانها از یکدیگر و خصوصیات متفرقه جوامع در فرهنگ آنها نهفته است. و از همین روست که می بایست متولیان فرهنگی در سالهایی که گذشت، با آسیب شناسی مسائل روز، و با پیش بینی و پیشگیری از ایجاد شکاف و گسست، پاسخی شایسته و قانع کننده به موضوعات ایجاد شده می دادند، که متاسفانه چنین نکردند. حضرت آقا، 22 سال پیش گفتند:« بنده اصرار دارم که در محافل تصمیمگیری نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله مورد توجه قرار بگیرد و آن مقوله فرهنگ است… به نظر ما مقوله فرهنگ از نظر تأثیرش در آینده یک ملت و یک کشور، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. اهمیت مقوله فرهنگ از اینجاست. لذا هر آنچه که موجب دغدغه انسان نسبت به آینده کشور و اهداف و آرمان های آن می شود، همین ها موجب دغدغه در مسایل فرهنگی هم می شود.»
اما آنچه این روزها می بینیم ، ماحصل کوتاهی در مقوله فرهنگ است و تا زمانی که مدیرانی که تظاهر به فرهنگی بودن می کنند، اما نه دغدغه فرهنگ دارند و نه اعتقادی به قدرت برنامه های فرهنگی تاثیرگذار و یا اساسا توان فکری و اجرایی لازم پیرامون این حوزه را ندارند، کنار گذاشته نشوند، نمی توانیم انتظاری در تغییر شرایط موجود داشته باشیم.
ما باید یاد بگیریم نگاهمان به مسائل فرهنگی،تهدید محور نبوده بلکه تهدید شناس و فرصت محور باشیم.باید یاد بگیریم حرکت های فرهنگی عاقلانه صورت بگیرد و از کارهای کور و بی هدفی که وزن آن مشخص نیست بپرهیزیم.
بایـد یاد بگیریم دوراندیـشی کرده و موضـوعـات فرهنگی را اولویت بندی کنیم .
باید یاد بگیریم گوش هایی شنوا برای نصیحت ناصحان دلسوز و کاربلد این حوزه داشته باشیم، نه آنکه زبان های توانمندی در بیان توجیهات بی اساس.
باید یاد بگیریم به جای کژاندیشی، سنگ اندازی و مانع تراشی، ارائه دهنده برنامه های متنوع، درجه یک و مردم پسند باشیم.
باید یاد بگیریم آگاهی و درک درستی از شرایط زمان خود داشته باشیم و مطابق با آن، نیاز مردم مان را بشناسیم، خواسته ی جوان و نوجوانمان، دانش آموز و دانشجویمان را بدانیم، حرفهای مردان و زنان نجیب و اصیل مان و همه و همه را بدون پیش داوری و قضاوت، خوب بشنویم و درک کنیم و برایش برنامه و پاسخی منطقی داشته باشیم.
باید یاد بگیریم که به فرهنگ و برنامه های فرهنگی بعنوان یک اصل نگاه کنیم و به واسطه زمانبر و یا هزینه بر بودن آن، از آسیب های ناشی از بی توجهی و کم توجهی به این حوزه غافل نشویم .
ما باید برای حل موضوعات اختلافی ای که شوربختانه در سایه بی مسئولیتی ها، کم هم نیستند، برنامه ای پر و پیمان، و درست داشته باشیم. و کلام آخر اینکه؛ بد اندیشان از روزنه های غفلت مان وارد می شوند، دیگر وقت آن است تا به قدرت مقوله فرهنگ ایمان بیاوریم، باشد که راههای نفوذ را ببندیم.