وقتی که هشتِ مردم ، گروی نه شان است

انزلی فردا – هاجر ( آزاده) سلیمی شیوائی:

نگاهی گذرا به تیترهای خبری چند سال اخیر ، به وضوح حکایت از آن دارد که غالب این اخبار ، پیرامون افسار گسیختگی قیمتها در بازار و افزایش هزینه های زندگی مردم منتشر شده اند.
تلاطم بازار قیمتها و حجم خبرهای مربوط به آن ، آنقدر زیاد بوده که حسابش از دستمان در رفته ، و همچنان ، توسن سرکش گرانی ، بی وقفه و بی رحمانه بر زندگی ناتوان و نزار مردم می تازد.
گرانی در پی گرانی از راه می رسد ، بدون هیچ ضابطه و قاعده ای ، و هر روز طعم تلخ خود را شدیدتر از روز قبل بر معاش مردم تحمیل می کند.
سفره ها کوچک و کوچک تر شده و گذران زندگی سخت و سخت تر می شود .
تا به جاییکه امروز ، دیگر ، بیشتر مردم هشت شان در گروی نه شان قرار گرفته و خرج شان به دخل شان دهن کجی می کند .
مردم گرفتار روزمرگی ها شده اند و از فکر کردن به فردایشان درمانده اند.
در این اوضاع رها شده ی اقتصادی، نهایت زور و تدبیر دولتمردان این است که گهگاهی، تلاطم افزایش چندین برابری نرخ ها را در لوای یک کاهش جزئی تسکین بخشند که البته هیچ دردی از مردم دوا نمی کند.
آمارها پیرامون وضعیت فقر در کشور و ورود طیف وسیع‌‌‌تری از افراد به زیر خط فقر ، با ارقام عجیب و غریب مربوط به فقر مطلق ، بسیار نگران کننده است.
و این همه ، در حالی است که در ساحت مقدس اسلام، فقر سزاوار نکوهش بوده و بسترساز کژاندیشی و بسیاری ناهنجاری‌های اجتماعی است.
ناآرامی‌های روحی و جسمی همچون طلاق، انفعال و شرمساری، رشد خشونت های خانگی، افزایش جرائم و نزاع ها و … که همگی نشان دهنده پایین آمدن آستانه تحمل افراد به دلیل مشغله ها و مشکلات تامین نیازهای معیشتی است، زاییده فقر است و اینها همه تهدیدی جدی برای ارزش‌های جامعه دینی بشمار می رود .
در مصحف شریف ، آیات زیادی در ارتباط با وظیفه حکومت در تأمین معیشت و زندگی مردم آمده است.
اسلام با صدای بلند می گوید که ” از هر دری که فقر وارد شود از در دیگر ایمان بیرون می رود.”
این بیان مولایمان حضرت علی (ع) است.
باید قبول کنیم که نمی‌شود وسط آشفته‌ بازار اقتصادی کشور، اختلاس ها و سوءاستفاده‌هایی که می‌شود، آقازاده بازی ها و رانت خواری ها ، کم کاری ها ، بی تدبیری ها ، نداشتن برنامه های اقتصادی درست و جامع ، بالا و پایین شدن قیمت‌ها ، فشاری که به مردم می‌آید، و در اوضاع و احوالی که انواع دغدغه ها ، میزان پذیرش را به کمترین حد و اندازه خود می رساند ، خیلی بتوان از ارزشها و باورهای دینی گفت.
از سویی دیگر ، لاپوشانی فقر ، به مراتب بدتر از فقیر کردن مردم است.
این مهم است که بدانیم ، رفتار کسانی که فقیر به دنیا آمده‌اند، با افرادی که فقیر شده‌اند، متفاوت است .
عمده جمعیت کشورمان را قشر متوسط جامعه تشکیل می دهند که از حیث سبک زندگی ، همه ویژگی‌های تحصیلی و فرهنگی و ارتباطی را کسب کرده‌اند، ولی اکنون بخش مهمی از این گروه اجتماعی دچار فقر شده‌اند و در عین حال، دارای همان سبک زندگی و ویژگی‌های طبقه متوسط هستند ، پس ، فقیر شدن شان عوارض و پیامدهای در خور اعتنا و مهمی را به دنبال داشته است .
بطور مثال در موضوع مهم این روزها ، یعنی فرزندآوری ، گرچه افراد فقیر ، زاد و ولد بیشتری دارند، اما طبقه متوسطی که فقیر شوند، اساسا از ازدواج و فرزندآوری روی‌گردان می‌شوند.
شوربختانه به رغم آمارهای ارائه شده که از کاهش تورم خبر می دهد ، مردم در واقعیت ، چیزی جز گرانی های فزاینده و کمرشکن را لمس نمی کنند. شرایط سختی که موجب شده برای ادامه دادن ، جز حذف خیلی از باید ها و ضرورت های یک زندگی معمولی از سبد خانوارشان ، چاره ای نداشته باشند.
همه و همه آنچه گفته شد حکایت از وضعیت تأسف‌آور فقر در کشور دارد که دارای ابعادی غیرقابل قبول است.
نگارنده معتقد است برای رفع این معضل ، در ابتدا دولتمردان باید به جای لاپوشانی ، بپذیرند که مردم ما دچار فقر شدیدی شده اند که در حال تشدید بوده و تبعات خطرناکی هم دارد و وجود آن مغایر با اسلام ، ارزش‌های انقلاب و قانون اساسی است.
امام علی علیه‌السلام بعنوان مظهر تام حکومت اسلامی، ماحصل حکومت و گزارش چندساله اش را برای «معیشت مردم» عنوان می‌کند‌ که نشانه اهمیت ان است.
این یک بایستگی است که دولت اسلامی وظیفه تأمین رفاه و عدالت اجتماعی را دارد . رفاه عمومی ای که حفظ کرامت انسانی و مسئولیت‌پذیری افراد جامعه در قبال یکدیگر و ارتقای توانمندی‌ها را دنبال کند.
به علاوه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رفع تبعیضات ناروا در جامعه، فراهم نمودن امکانات عادلانه برای شهروندان بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در بخش تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه را از وظایف دولتمردان دانسته است.
خداوند بر پیشوایان عادل واجب گردانیده که خود را با مردم ضعیف و تنگدست برابر دارند تا فقر و تنگدستی فقیر بر او فشار نیاورد و او را برنشوراند.
سوال اینجاست ، بنابر واجب مقرر شده ، تا چه میزان مسئولان ما در شرایط سخت کنونی از اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی به دور بوده و همچون مردم تنگدست و ناتوان زندگی می کنند؟ تا درد آنها را با گوشت و پوست و استخوان خود احساس کرده و برای درمانش چاره ای اساسی بیندیشند؟
چه تعداد از مسئولان ما غم نان دارند و اجاره‌نشین هستند؟ یا پولی برای مداوای زن و فرزندشان ندارند و …  و وا حیرتا ، که به جبران عدم توانایی ها در کنترل شرایط ، به جای شرمساری ،  گاهی از برخی تریبون ها محقانه اعلام می شود که مردم فلان را نخرند ، یا فلان را نخورند و به یک وعده غذا قناعت کنند!
مخلص کلام اینکه ؛ بنابر آنچه بیان شد ، حجت بر دولتمردان و مسئولان حکومت اسلامی تمام است و حال که پس از سالها همچنان گرانی بیداد می کند و مردم در تهیه معاش هر روز ، بیشتر ، در مضیقه هستند، تا زمانی که براساس وظیفه‌ای که بر عهده گرفته‌اند در جهت رفع فقر و مهار تورم افسارگسیخته و گرانی‌های روزافزون و کمرشکن نکوشند نمی توانند به پشتوانه اعتماد مردمی دلگرم باشند.

پایان پیام / کد الف – ۹۷۰۰ / هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی