- کد خبر: 3956
- گروه خبری : آخرین اخبار, آرشیو اخبار, اجتماعی, اسلاید, اقتصادی, ایران و جهان, بندرانزلی, فرهنگی و هنری, گزیده اخبار, گیلان, ویژه, یادداشت
- تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۴۰۲
تن بناهای قدیمی شهر از بی مهری می لرزد!

انزلی فردا – هاجر ( آزاده) سلیمی شیوائی:
اخبار پیرامون ساختمانهای قدیمی و میراثی شهر، مایوسکننده و تامل برانگیز است. چه آن زمان که در سکوت صبحدم آدینه روزی ، جداره بیرونی هتل تهران تخریب می شود و یا در آن شامگاهی که آتش به جان هتل قدیمی ایران می افتد و سرگذشت همه آن بناهای تاریخی و قدیمی ای که بی دفاع و تنها رها شده اند.
اینها هویت این شهرند ، بازتاب تاریخ مردم این شهر که مشتاقانه دستمان را می گیرند تا گذشتگان مان را با آداب، عادات و سنن ویژه خود در ادوار تاریخی مختلف درک کنیم و به آنها احترام بگذاریم.
صاحبان این ساختمانها با بهترین معماری ها آنها را ساختند و با بهترین شیوه ها، سالها از آنها مراقبت کردند و قرار بود ماندگار بمانند، اما اکنون تن شان از بی مهری ها، بی توجهی ها و گاه منفعت طلبی ها و سودجویی ها می لرزد .
این ساختمانها که اینگونه زخم می بینند و به ورطه نابودی کشیده می شوند، موجودیتی کهن ، منسوخ و مزاحم نیستند، بلکه تاریخ مستند شهری و نماد فرهنگ این شهرند.
معلوم نیست چند بنای قدیمی دیگر است که همین امروز و فردا غزل خداحافظی اش را بخوانند و یا زخم بی مهری بر رویش بنشانند!
اما هر چه هست، گرچه صدای اتفاقات ناگوار پیرامون این ساختمانهای قدیمی و تاریخی، بلند بود، اما هنوز بیدارمان نکرده است و آنها که باید ، بیدار نشده اند!
درست است که نوآوری در معماری مهم است و شهرها سعی میکنند با زمان پیش بروند، اما وفادار ماندن به گذشته ، ماجرای مهمتری ست.
در کنار قد کشیدن بی مهابای ساختمان های سرد و بی روح ، گاهی در گذر از کوچه پس کوچه های قدیمی شهر، ناگهان نگاهمان به تماشای بناهایی گرم می شود و جان می گیرد که گویی اصالت و نجابت نهفته در آنها، مفتون و مسحورمان می کند. بناهایی با داستانها و خاطراتی شنیدنی. تجلی گاه عشق و هنر ، که استادانه در این ساختمانها دلبری می کند و گردوغبار نشسته در گذر تاریخ هم نتوانسته از زیبایهای چشمنوازشان بکاهد. هنوز هم ساعتهای طولانی ما را در خود غرق میکنند و از دیدنشان سیر نمیشویم.
اکنون که اسیر سرعت بالای پیشرفت در جهان شده ایم، به طور قطع فناوری، حکمران شهرهای آینده خواهد بود که بسیاری از صاحب نظران این امر را با مرگ هنر و زیبایی برابر میدانند. بنابراین حفظ ساختمانهای قدیمی با وجود حجم غیرقابل انکاری از هنر و زیبایی جاودانه ، دارای اهمیتی فزون تر می شود.
از سویی این بناها بهویژه مورد علاقه افرادی است که تمایل دارند روح یک شهر را که از طریق معماری خودنمایی می کند، مشاهده کنند. و این یعنی استقبال از پردرآمدترین و پربازده ترین صنعت دنیا ، “گردشگری” . وقتی که بناهای فاخر شهرمان، گردشگران را به سوی خود بخوانند، بدون تردید آهنگ پویایی و رونق هم در شهر نواخته می شود ، شغلهای بیشتر جان می گیرند و شکوفایی اقتصادی به روی مردم لبخند می زند .
باید قبول کنیم گردشگران ، بهطور معمول برای تماشای مراکز و ساختمانهای تجاری جدید نیست که راهی یک شهر میشوند، بلکه هدف آنها تماشای هنر و لذت بردن از نماهای دیدنی و سازههای قدیمی چشمگیر آن است. بنابراین کافی ست که درک درستی از ارزش واقعی میراث تاریخی مان داشته باشیم و آگاهانه و هوشیارانه در جهت حفظ و بهره برداری از داشته هایمان تلاش کنیم .
مرمت بناهای تاریخی، نقطه اتصال بشر امروز با گذشتگان خود است .
بی شک میراث فرهنگی منحصربهفرد، غیرقابل جایگزین و در میان نسلها از ارزش و احترام بسیاری برخوردار است و برخلاف تصور غلط موجود ، پس از تخریب و نابودی ، حتی در صورت ایجاد سازههایی دقیقا درهمان شکل و اندازه ، اصالت نهفته در ساختمانهای قدیمی هرگز تکرار نخواهد شد .
نظر به آنچه گفته شد آیا بهتر نیست به جای آنکه به بهانه های مختلف به جان ساختمانهای ارزشمند قدیمی در شهر افتاده و آنها را به ورطه ویرانی بکشانیم ، در سایه حمایت و درک درست از ارزش واقعی این میراث قدیمی ، به موازات حفظ تاریخ ، فرهنگ و هویت نهفته در آنها، و حتی در پاسخ به اندیشه کسب سود و منفعت مالی ، آنها را همچون جای جای دنیا ، به یک جاذبه تاریخی برای مردم سراسر جهان تبدیل کنیم؟
این در حالی است که حتی برخی از این ساختمانها را میتوان پس از مرمت و بازسازی برای بهحداکثر رساندن ایمنی و قابلیت استفاده مجدد مطابق با نیازهای دنیای مدرن امروز ، تغییر کاربری داد و بهعنوان ساختمانهای دولتی، تجاری و سازمانی مورد استفاده قرار داد.
وقتی ساختمانها اهداف دنیای امروز را برآورده و قوانین ایمنی آن را رعایت کنند پس دلیلی برای حذف آنها وجود ندارد.
بودن این ساختمانها به شهر و محله مان شخصیت و جذابیت می بخشد و ما را به واسطه داشته های ارزشمندمان لبریز از غرور می کند .
کافی ست باور کنیم گرچه چراغ این بناها سالهاست که دیگر روشن نیست اما آغوش پرمهرشان همواره به رویمان گشوده است و سفره هایشان همیشه پهن و پر روزی ست.
پایان پیام /هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی/ کد الف – ۹۷۰۰