آرشیو "گزارش"

مرد عصا به دست و دوربین عکاسی اش   

خزر ویژه بندرانزلی – هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی : مثل همیشه لباس مرتبی پوشیده . کت طوسی رنگ با پیراهن چهارخانه آبی. با عصایی به دست و دوربین عکاسی اش که رفیق گرمابه و گلستانش است . تو گویی جزئی از ...

بنویسیم مروارید ، بخوانیم خرمهره ی خانه خرابی

  خزر ویژه بندرانزلی - لیــلا مســروری : وضعیت دل آشوب بازار مسکن و نرخ هردمبیل مصالح و ساخت و ساز، پیچیدگی بروکراسی که از قضا گاه منجر به پاره ای خلا های قانون می شود از یک سو ، نیاز افراد ...

دستانی که تور می بافند

خزر ویژه بندرانزلی – هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی : زنان همسایه در ایوان خانه ای دور هم می نشستند ، حرف می زدند و می خندیدند و تور می بافتند . ماه رمضان که می شد گاه تا سحر مشغول دام ...

برآمد باد صبح و بوی نوروز

خزر ویژه بندرانزلی - لیــلا مســروری : صدای دق الباب می آید، در را باز کرده و باز نکرده صدایشان می پیچد : صاحبخانه! بهار آمد بخوانم ؟ و بعد آواز سر می دهند بهار آمد بهار آمد خوش امد ! ...

تردد مسافران با تاکسی پارویی در شنبه بازار روگا

خزر ویژه بندرانزلی – هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی : حسن آقا ، زای جان مره بُبور روگا ، او طرف . - می چشم سر پِرجان ، بفرما ... نارنگی ای که در دستش بود را به همراه روزنامه مان ، ...

عید بازارست یا گدا بهار آمده!؟

خزر ویژه بندرانزلی - لیــلا مســروری : همیشه اسفند بود و نشاط شهر! مغازه ها مدام جنس می آوردند تا کالایشان از جور نیفتد و مشتری شب عید راضی باشد حتی بدون تقویم ، جوانه های ترد درختان و هروله شیرین ...

چراغ خاموش مغازه های تولید فوکا در بندرانزلی    

 خزر ویژه بندرانزلی – هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی : مشغول خوردن چای با پولکی بود وقتی در را باز کردیم و اجازه خواستیم تا وارد مغازه اش شویم .کتری و قوری قرمزرنگی بر روی چراغ خوراک پزی قدیمی قرار داشت و ...

لباس پلو خوری بر قامت شهر

خزر ویژه بندرانزلی - لیــلا مســروری : تصور کنید کلید خانه ای را در گران ترین نقطه شهر با جذاب ترین منظر در متراژی رویایی، دریافت می کنید. هدیه ای به شدت استثنایی! کلید انداخته وارد میشوید. چند درختچه خشک شده ...

طلیعه دهه پنجم انقلاب

وطنم ، شروع شادی و پایان انتظار تویی

خزر ویژه بندرانزلی - لیــلا مســروری : نگاهم گره شده بود به گره انگشتانش که به ظاهر نشانه آرتروز بود اما از زخمی در دل گواهی میداد ولی عجیب بود که انگشتان چنگه شده اش ؛ چه فرز و نرم و ...

بازار کم رونق لوتکاسازان

خزر ویژه بندرانزلی – هاجر (آزاده) سلیمی شیوائی : پس از کمی جست و جو به قایق سازی فرهاد رسیدیم . جلوی کارگاه ، یکی دوتا لوتکای بزرگ قرار داشت . وارد که شدیم ماسکی به صورت داشت و مشغول کار ...